
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، «اصغر زارعی» کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با ایسنا اظهار داشت: در تحلیل عملیات تجاوزکارانه رژیم جعلی صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران در صبحگاه ۲۳ خرداد به نوعی میشود گفت این عملیات دستاورد خوبی را در ابعاد داخلی، منطقهای و بینالمللی داشت، هر چند ایران در ابتدای این عملیات جنایتکارانه خساراتی را متحمل شد و فرماندهان، دانشمندان و افراد بیگناه به شهادت رسیدند، اما یکبار دیگر حقانیت ایران در نظام بینالملل به اثبات رسید.
وی یادآور شد: این در حالی بود که ایران مذاکره سازنده با طرف غربیها خصوصا آمریکاییها را در دستور کار داشت و پنج مرحله نشست هم با وساطت عمان برگزار شده بود و منتظر برگزاری جلسه ششم بودیم که متاسفانه رژیم جعلی صهیونیستی و آمریکا چهره فریبکارانه خود را در عرصه نظام بینالملل به نمایش گذاشتند و کاملا مشخص شد که این رژیم جعلی و اربابان آنها در کاخ سفید قابل اعتماد نیستند.
این کارشناس مسائل منطقه همچنین بیان کرد: خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران بعد از این اتفاق سریعا سیاست دفاعی و آفندی خود را احیا و آمادهسازی کرد و حملات گسترده پهپادی و موشکی علیه سرزمینهای اشغالی و انتقام سخت به شکل خوبی آغاز شد و دیدیم که اصابت موشکهای نقطه زن از سمت ایران به مرکز و شمال سرزمینهای اشغالی بهگونهای بود که ویرانیهای سنگینی را به دنبال داشت.

ورود آمریکا به مخاصمه با پاسخ کوبنده ایران همراه شد
زارعی افزود: با توجه به خسارتهای زیادی که وارد شد، رژیم صهیونیستی از آمریکا درخواست حمایت کرد تا با وارد کردن آمریکا به این جنگ برای خود دستاوردسازی کند و برخلاف قوانین و حقوق بینالملل و پیمانهای بینالمللی آمریکا عملیات تجاوزکارانه خود را نقض تمامیت ارضی ایران زیر پا گذاشته سه سایت هستهای ایران در اصفهان، فردو و نطنز را مورد هدف قرار داد اما نتوانستند به آنچه خواستند دست یابند.
وی در ادامه و با اشاره به عملیات «بشارت فتح» خاطرنشان کرد: ورود آمریکا به این مخاصمه با پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران و هدف قراردادن بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه مواجه شد و این اتفاق نشان داد جمهوری اسلامی ایران درباره امنیت و تمامیت ارضی خود تسامح و تساهل ندارد، لذا با این پاسخ آمریکاییها احساس کردند که این جنگ فرسایشی میشود و تداوم آن سرزمینهای اشغالی را با بحران مواجه میکند و در همین مدت نیز دو میلیون نفر آورده شدند و به قبرس و کشورهای اروپایی فرار کردند.
ایران پس از عملیات بشارت فتح، اعلام کرد به حاکمیت قطر احترام میگذارد و تنها پایگاه آمریکا را هدف قرار داده است.
این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران آتش بس را موقتا پذیرفت اما این مساله پایان جنگ نیست، اظهار داشت: یکی از دستاوردهای این جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، پیروزی و موفقیتی بود که برای ایران حاصل شد، رژیم صهیونیستی در مخیله تصور نمیکرد با موشک و پهپادهای جمهوری اسلامی ایران مواجه شود و حجم خساراتی که در این مدت در سرزمینهای اشغالی با هدف قراردادن مراکز اطلاعاتی و امنیتی و ... صورت گرفت، ثابت کرد جمهوری اسلامی ایران دست برتر توانمندی را دارد و اگر ادامه یابد موجودیت رژیم صهیونیستی با مشکل مواجه خواهد شد.

اتفاقات مهمی در دنیا در حال رخ دادن است
زارعی همچنین با تاکید بر همدلی و یکپارچگی در صحنه داخلی و خارجی ابراز داشت: تمام ایران با هر قشر، قوم و تفکری پای کار آمدند و حتی اپوزیسیون خارجی و همه ایرانیانی که در اقصی نقاط دنیا حضور داشتند برای حفظ جمهوری اسلامی پای کار بودند و همچنین ما این همبستگی و همدلی را در مراسم تشییع شهدا نیز نشان دادند.
وی اضافه کرد: علاوه بر این یکی دیگر از دستاوردهای مهم این همدلی را در شهروندان و اتباع کشورهای مختلف از آمریکای لاتین گرفته تا نروژ، اتریش، هلند و حتی انگلیس و فرانسه دیدیم که پرچم جمهوری اسلامی ایران را در کنار پرچم فلسطین و حزبالله در دست داشتند. همچنین در کنسرتی که در لندن برگزار شد خواننده شعار مرگ بر رژیم صهیونیستی سر داد تمام اینها نشان میدهد اتفاقات مهمی در دنیا در حال رخ دادن است.
این کارشناس مسائل منطقه همچنین بیان کرد: در دنیا نیز شکاف و دوگانگی نخبگانی ایجاد شد چه آنهایی که وابسته به محافل صهیونیستی بودند و یا جناح مقابل که آزادی خواه و مستقل؛ با اقداماتی که صورت گرفت انتقادات جدی را مورد توجه آمریکا کرد و چهره فریبکارانه و تجاوزکارانه آمریکا آشکار شد.

ایران نشان داد توان مقابله دارد
زارعی همچنین با اشاره به حمله ایران به پایگاه العدید در قطر گفت: در پاسخ به حمله و تجاوز آمریکا به خاک ایران که پایگاه آن در قطر مورد هدف قرار گرفت، این پیام را به کشورهای منطقه که تمام امکانات و پایگاه در اختیار آمریکا قرار دادهاند، داشت که اگر امنیت و تمامیت ارضی از طریق خاک کشورهای منطقه هدف قرار گیرد، ایران بدون هیچ ملاحظهای پاسخ خواهد داد و این یک پیام بسیار جدی، قاطع، واضح و روشن از ناحیه جمهوری اسلامی ایران بود.
وی ادامه داد: دستاورد دیگر این جنگ آزمایش و امتحان بزرگی برای نیروهای دفاعی، اطلاعاتی و نظامی و ... بود که همسویی این نیروها را در مقابله با عوامل نفوذ مشاهده کردیم.
این کارشناس مسائل غرب آسیا با تاکید بر این که جمهوری اسلامی ایران نشان داد توان مقابله دارد، گفت: ایجاد آشوب، بحران و بحث تجزیه جمهوری اسلامی ایران از توطئههای دشمن بود که تمام توطئههای آنان نقش بر آب شد و در تمام دنیا امروز بر پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران بوسه میزنند. با توجه به این اتفاقات امروز تمام جریانات در داخل و یا حتی جریانات قومی دیدند که دشمن ایران را مورد حمله قرار داده است و اگر ما در داخل و در تمام دنیا همه همصدا باشیم قدرتی حریف ما نخواهد شد، هدف این اقدامات ملت ایران بودند اما بالاترین اراده، اسلحه و قدرت ملت هستند.
انتهای خبر /.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، برخی گزارشهای رسانه ای حاکی از افزایش پیشنهادها از سوی پژوهشکدههای آمریکایی و محافل پارلمانی اروپا برای تقسیم قومی ایران هستند، طرحی که بیملاحظه و تهدید کننده ثبات منطقه توصیف میشود.
وبگاه آمریکایی «Responsible Statecraft» گزارش داد پژوهشکدههای وابسته به نومحافظهکاران و در راس آنها لابی صهیونیستی «دفاع از دموکراسیها» (FDD) آشکارا بر اساس آنچه آن را نقطه ضعف در ترکیب جمیعیتی ایران میدانند، گزینه تقسیم ایران را تبلیغ میکنند.
این سایت به نقل از تحلیلگر (FDD) اعلام کرد: ترکیب نژادی ایران نقطه ضعفی است که میتوان از آن برای تضعیف این کشور استفاده کرد.
در مقالهای که روزنامه عبری «جروزالمپست» نیز منتشر شده، از ترامپ خواسته شده گزینه تجزیه ایران را در پیش بگیرد.
این سایت آمریکایی در ادامه نوشت که در پارلمان اروپا جلسهای با عنوان آینده ایران برگزار شد که در آن چند چهره جداییطلب از ایران حضور داشتند و این نشان میدهد که پارلمان اروپا به تریبون گروهکهای تروریستی، افراطی و تبعید شده از جمله «سلطنتطلبان، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان نژادی» تبدیل شده است.
سایت یاد شده در ادامه تاکید کرد: در رویکرد سیاسی واشنگتن و بروکسل، واقعیت ملی و ریشهدار ایران نادیده گرفته شده و به این مساله توجه نشده که ایران میهن بیش از ۹۰ میلیون انسانی است که هویت ملی عمیق و تاریخی دارند و چالشهای خارجی که از چند دهه قبل وجود داشته از تحریمهای اقتصادی گرفته تا فشارهای نظامی، این هویت و همبستگی داخلی را تقویت کرده است.
در همین رابطه «شروین ملکزاده» محقق ایرانی-آمریکایی در روزنامه لسآنجلس تایمز نوشت: اتفاقنظر جدی میان پژوهشگران وجود دارد که سیاست در ایران با این سرخط آغاز میشود که ایران ملتی دارای تاریخی پیوسته و ناگسستنی است ملتی که در گذشتههای دور در افق پدیدار شده است.
در گزارش سایت آمریکایی یاد شده آمده است: حساب باز کردن روی تجزیه نژادی ایران نشاندهنده ارزیابی راهبردی اشتباه مشابه تجربههای نومحافظهکاران در عراق و سوریه است که نتایج معکوسی داشت و به جای ثبات به هرج و مرجی ویرانگر منجر شد و این مسیر همان توهمات سیاسی را باز تولید میکند.
این سایت در پایان گزارش خود تاکید کرد: شخصیتهای عالی رتبه ایران همانند آیتالله سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی و مسعود پزشکیان، رئیس جمهور این کشور اصالتا آذربایجانی هستند و این میزان ادغام اقلیتها در بافت ملی ایران را نشان داده و ادعاهای غرب درباره ضعف ساختار اداخلی ایران را رد میکند.
انتهای خبر/.

سید احمد علوی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از عصر همدان با بیان اینکه مشکلات دستگاه گوارش به مسائل زیادی مرتبط میشود، گفت: مثلاً رفلاکس معده مربوط به پس زدن محتویات معده، شامل اسید و آنزیمهای گوارشی، به داخل مری است.
وی با اشاره به اینکه مخاط مری بافت بسیار حساسی در برابر اسید دارد، افزود: این دقیقاً برخلاف معده است که مکانیسمهای دفاعی قوی برای محافظت از خود در برابر اسید دارد.
متخصص گوارش ادامه داد: در محل اتصال مری به معده، یک دریچه یا اسفنکتر تحتانی مری وجود دارد که همیشه باید بسته باشد، گفت: اما اگر این دریچه کمی شل شود یا به درستی بسته نشود، اسید معده به داخل مری بازمیگردد و باعث ایجاد سوزش شدید، التهاب، قرمزی مخاط و درد میشود.
علوی با بیان اینکه به همین دلیل، مری باید همیشه عاری از ترشحات اسیدی معده باشد، تصریح کرد: رفلاکس یکی از شایعترین بیماریهای دستگاه گوارش است و در تمام سنین دیده میشود و عوامل متعددی در بروز آن نقش دارند.
وی با اشاره به اینکه یکی از مهمترین دلایل آنها چاقی، است، افزود: در افراد چاق، فشار داخل شکم افزایش مییابد که این میتواند دریچه مری به معده را تحت فشار قرار دهد و منجر به رفلاکس شود.
متخصص گوارش خاطرنشان کرد: پرخوری باعث لبریز شدن معده و سرریز شدن محتویات آن به داخل مری میشود و مشکلات گوارشی را به دنبال خواهد داشت.
علوی با بیان اینکه علاوه بر این، برخی افراد ممکن است به صورت مادرزادی، دریچهای شلتر در محل اتصال مری به معده داشته باشند، عنوان کرد: این نیز یکی از علل رفلاکس محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه سبک زندگی و عادات غذایی نیز نقش بسزایی دارند،گفت: غذاهای سنگین، پرچرب، پر ادویه، نوشیدنیهای گازدار، قهوه، شکلات و مصرف الکل میتوانند باعث تشدید علائم رفلاکس شوند.
متخصص گوارش ادامه داد: یکی از شایعترین علائم رفلاکس، بیعلامتی آن است، بسیاری از افراد با رفلاکس، هیچ علامتی ندارند اما در مواردی که علائم ظاهر میشوند، طیف وسیعی از نشانهها وجود دارد.
علوی با بیان اینکه علاوه بر سوزش پشت جناغ سینه که علامت کلاسیک رفلاکس است، ممکن است علائم خارج از دستگاه گوارش نیز دیده شود، افزود: تحریک انتهای تحتانی مری توسط اسید معده میتواند باعث گرفتگی صدا، سرفه مزمن، احساس خفگی، مشکلات در بلع و حتی آسم ناشی از رفلاکس شود.
وی با اشاره به اینکه گاهی اوقات بیمار با این علائم به پزشک مراجعه میکند و علت اصلی، یعنی رفلاکس، مورد توجه قرار نمیگیرد، عنوان کرد: این بسیار قابل توجه است که رفلاکس میتواند خود را با علائمی شبیه به بیماریهای تنفسی نشان دهد.
متخصص گوارش خاطرنشان کرد: رفلاکس طولانی مدت میتواند عوارضی جدی ایجاد کند، مثلاً التهاب مزمن مری میتواند باعث تنگی در محل اتصال مری به معده شود.
علوی با بیان اینکه این التهاب مزمن میتواند به مرور زمان منجر به تغییراتی در سلولهای مری و در نهایت افزایش ریسک بدخیمی شود، افزود: البته این درصد بسیار پایین است، اما باید جدی گرفته شود.
وی در پاسخ به این سوال که بهترین روش تشخیصی برای رفلاکس معده چیست، گفت: یکی از مهمترین و دقیقترین روشهای تشخیصی، آندوسکوپی است، این روش به پزشک اجازه میدهد تا مستقیماً مخاط مری و معده را مشاهده کرده و در صورت وجود التهاب، زخم، تنگی یا تغییرات سلولی، نمونهبرداری انجام دهد.
متخصص گوارش ادامه داد: مصرف دخانیات نقش قابل توجهی در رفلاکس دارد، در واقع سیگار کشیدن یکی از عوامل تشدید کننده قوی رفلاکس است چراکه نیکوتین موجود در سیگار باعث شل شدن دریچه تحتانی مری میشود و به بازگشت اسید به مری کمک میکند.
علوی در پایان تأکید کرد: ترک سیگار یکی از توصیههای کلیدی برای بهبود علائم رفلاکس است.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، با تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران از جمعه ۲۳ خرداد امسال، جنگ تحمیلی دیگری علیه کشورمان آغاز شد و بعد از ۱۲ روز تجاوز دشمن به کشورمان و پاسخهای کوبنده نیروی مسلح ایران به شرارتهای آن، از سوم تیر ماه جاری رژیم صهیونی مجبور به پذیرش آتشبس شد.
در روزهایی که کشورمان با تجاوز رژیم صهیونیستی مواجه شد، نسلهای مختلف با تجربههای متفاوتی از جنگ روبهرو شدند؛ برای برخی، این روزها یادآور صدای آژیر خطر و روزهای پناهگاه و برای برخی دیگر، روایت هایی از دوران دفاع مقدس و تصاویر زندهای از همدردی و همبستگی میان مردم بود.
دفاع مقدس، یکی از حساسترین دوران تاریخ معاصر ایران بود؛ در این زمان، مردم با جنگ تحمیلی هشت ساله روبهرو شدند که مسائل و چالش های زیادی بههمراه داشت اما بزرگترها در این دوران با پایمردی و فداکاری خود، الگویی از حفظ آرامش روانی را برای نسلهای بعدی به یادگار گذاشتند، در تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به کشور، بار دیگر شاهد بودیم که چگونه مردم از زن و مرد، پیر و جوان، یکصدا و منسجم پای کار آمدند و از آرمانها و ارزشهای انقلاب و نظام دفاع کردند.
در دوران جنگ تحمیلی یکی از نکات اساسی برای حفظ روحیه و آرامش روانی، همبستگی و حمایت متقابل مردم بود؛ خانوادهها با یکدیگر در ارتباط بودند و با برگزاری مراسم مذهبی و فرهنگی به یکدیگر روحیه میدادند. بزرگترها با خاطرات و تجربههای خود به جوانترها آموختند که چگونه در برابر فشارها و چالشها ایستادگی کنند.
امروزه، با وجود اینکه نسل جوان صدای آژیر خطر و موشک را بهصورت مستقیم تجربه نکرده، اما در تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به کشور، نشان دادند که آمادهاند تا از نظام و انقلاب دفاع کنند؛ این بار نیز مانند دوران دفاع مقدس، همه اقشار جامعه از زن و مرد و پیر و جوان، یکصدا و منسجم به میدان آمدند.
مردم با تجدید میثاق با رهبر معظم انقلاب، برگزاری تجمعات، حمایت از نیروهای مسلح و همدردی با آسیبدیدگان نشان دادند که هنوز هم روحیه جهاد و ایثار در دل آنها زنده است؛ این همبستگی نه تنها نشانهای از اتحاد ملی بلکه نشاندهنده درک عمیق نسل جدید از ارزشهای انقلاب و آرمانهای آن است.
در این بین، حفظ آرامش روانی در دوران دفاع مقدس و همبستگی در برابر تهدیدهای جدید، ۲ مؤلفه کلیدی در تاریخ ایران است؛ بزرگترها با تجربههای خود، نسل جوان را برای مواجهه با چالشها آماده کردند و امروز نیز شاهد هستیم که این نسل با قدرت و اراده، آماده دفاع از میهن خود هستند.
این همدلی و همبستگی مردم میتواند بهعنوان یک نیروی قوی در برابر تهدیدهای مختلف عمل کند؛ این روحیه جمعی، میراثی است که باید همواره در قلبهایمان زنده نگه داشته شود.
همبستگی و ایستادگی؛ چراغ راهی از دفاع مقدس برای عبور از چالشهای امروزی
یکی از بانوان انقلابی زاهدان و مادر ۲ شهید بیان کرد: در دوران دفاع مقدس زنان علاوه بر ایفای نقش در عرصه همسرداری و تربیت فرزند، بهصورت خودجوش در مساجد و حسینیهها یا در خانهها بهصورت گروهی اقدام به پشتیبانی از رزمندگان میکردند، آنان با انجام اموری همچون خیاطی، تهیه غذا و بستههای خوراکی، امداد و درمان، جمعآوری کمکهای مردمی، سرکشی و تقویت روحیه خانواده رزمندگان به خوبی ایفای نقش کرده و دوشادوش مردان گام برداشتند تا پیروزی حاصل شد.
کبری جهانزاد در گفتوگو با خبرنگار ایرنا افزود: در پی تجاوز رژیم صهیونیستی به برخی از نقاط کشور، صحنههای انسجام و همدلی دوباره ما را به یاد آن دوران برد که نه تنها فرزندانمان را برای دفاع از کیان این مرز و بوم راهی میدان نبرد با دشمن کردیم بلکه خود با وجود رنجهای فراوان، فضای خانه را از اضطراب دور نگاه داشته و با خواندن دعا یا مشارکت دادن کودکان و نوجوانان در امور مختلف به آنها حس مسوولیت پذیری و دفاع از آرمانها را یاد میدادیم.
این مادر شهید گفت: نسل امروز با جنگ و صدای آژیر خطر آشنایی ندارد و فقط با خواندن کتاب، شنیدن روایتهای جنگ یا حضور در اردوهای راهیان نور با فرهنگ دفاع مقدس آشنا شده است اما آنچه در تجاوز اخیر رژیم صهیونی به کشورمان نشان داد این بود که از همان ابتدا همه اقشار از هر حزب و جناحی پای کار انقلاب ایستادند و با کمک به آسیب دیدگان ادای دین کردند بهطوریکه برخی خانههای خود را بهصورت رایگان در اختیار هموطنان آسیب دیده قرار دادند یا با اهدای خون و اِعمال تخفیف در کالاهای اساسی موجی از همدردی را به منصه ظهور گذاشتند، اینها همه الگوگیری از دوران دفاع مقدس است و در واقع توکل بر خدا، وحدت، ولایتپذیری و انسجام رمز پیروزی ما در برابر کفر شد.
جهانزاد تاکید کرد: یکی از عوامل اصلی حفظ آرامش در دوران جنگ، همبستگی و حمایت متقابل میان اعضای جامعه بود؛ مردم در محلهها و شهرها با یکدیگر همکاری و در سختترین شرایط، به همدیگر کمک میکردند، این صحنهها امروز نیز تجلی همان دورانی است که از آن بهعنوان گنج یاد میشود، دفاع مقدسی که در سایه ولایتپذیری، باعث اقتدار و عظمت ایران و ایرانی شد.
وی افزود: جوانی ما در دوران انقلاب سپری شد و هنوز هم این راه ادامه دارد، تا زمانی که جان در بدن داریم از دفاع از امام و انقلاب و آرمان های آن دست بر نخواهیم داشت و با بصیرت افزایی و ترویج فرهنگ انقلاب ناب محمدی و پرورش نسلی آگاه و ولایی، پوزه استکبار را به خاک خواهیم کشید.
درحالیکه تجربه های بزرگترها از دوران دفاع مقدس می تواند پشتوانه خوبی برای نسل جوان و امروزی در مواجهه با شرایط مشابه باشد اما کارشناسان نیز در این زمینه راهکارها و توصیه هایی دارند؛ یک روانشناس در زاهدان با اشاره به آسیبهای ناشی از جنگ و بحران بر کودکان، تأکید کرد که نگرانیهای عمیق آنها درباره آینده والدین و سرنوشت خود، میتواند اضطرابهایی را برای کودکان بوجود آورد.
محبوبه قویدل در گفتوگو با خبرنگار ایرنا افزود: در شرایط فعلی و با توجه به تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به کشور، کودکان و نوجوانان بهعنوان گروههای آسیبپذیر بیشتر در معرض اضطراب قرار گرفتند بنابراین والدین باید وقت بیشتری را به فرزندان خود اختصاص دهند و از طریق فعالیتهای سرگرمکننده مانند نقاشی و برگزاری دورهمیها، فضای آرامتری را برای آنها فراهم کنند.
وی همچنین بر اهمیت گفتوگو با نوجوانان و جوانان تأکید کرد و گفت: باید نگرانیهای آنها را بشنویم و برای رهایی از این دغدغهها برنامهریزی کنیم، مادران در این شرایط باید نقش خود را بهخوبی ایفا کنند و با مدیریت خانه و ایجاد فضای آرام، امنیت روانی را برای فرزندان فراهم کنند.
این روانشناس همچنین به والدین توصیه کرد که در این دوران حساس، نباید فرزندان خود را با یکدیگر مقایسه کنند و اضطراب آنها را به رسمیت بشناسند، انجام بازیهای گروهی و تغییر رفتار و ارتباطات اعضای خانواده از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ سلامت روان کودکان و نوجوانان کمک کند.
قویدل تأکید کرد: زنان بهعنوان ارکان اساسی خانواده، نقش مهمی در مدیریت اضطراب و حفظ سلامت روان اعضای خانواده بهویژه کودکان و نوجوانان دارند.
تهاجم رژیم صهیونیستی به کشورمان در بامداد جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، تنها یک حمله تهاجم نظامی نبود؛ بلکه به مرزهای فرهنگی و رسانهای کشور تاختند تا مردم را سردرگم کرده و از این مسیر برای رسیدن به اهداف پوشالی خود بهره ببرند اما ایرانیان مسوولیت خود را بازشناسی کرده و با سلاح آگاهی به مقابله با دشمن برخاستند.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، نامهایی مانند «کاترینا»، «سندی» و «اندرو»، با برخی از مرگبارترین توفندهای تاریخ ایالات متحده در حافظهها ماندهاند. اما سوال اساسی این است که توفندها و طوفانهای گرمسیری چطور نامگذاری میشوند و چه نهادی این فرایند را مدیریت میکند؟
به نقل از اسپیس، طوفانهای گرمسیری بر اساس محل شکلگیری و شدت بادشان طبقهبندی میشوند. توفند یا هاریکن نوعی گردباد گرمسیری است که با سرعت بادی بیش از ۷۴ مایل در ساعت (۱۱۹ کیلومتر در ساعت) در شرق خط بینالمللی تاریخ شکل میگیرد. در غرب این خط، به آنها «تایفون» و در مناطق اقیانوس هند و استرالیا، «سیکلون» گفته میشود.
تمام این سامانهها تحت نظارت و هماهنگی سازمان جهانی هواشناسی (WMO) قرار دارند که برای هر منطقه فهرست جداگانهای از اسامی طوفانها تدوین میکند.
چه زمانی یک طوفان نامگذاری میشود؟
طوفانی زمانی نامگذاری میشود که سرعت باد آن حداقل ۳۹ مایل در ساعت (۶۳ کیلومتر در ساعت) به مدت یک دقیقه مداوم باشد. در غیر این صورت، تنها یک شماره به آن اختصاص داده میشود و در دسته «کم فشار گرمسیری» (Tropical Depression) قرار میگیرد.
سازمان جهانی هواشناسی سالانه فهرستی شامل ۲۱ نام در اختیار دارد که هر ۶ سال یک بار تکرار میشود. برای مثال، فهرست سال ۲۰۲۵ با نامهایی مانند «آندریا» و «بری» آغاز میشود، همان نامهایی که در سال ۲۰۱۹ استفاده شده بودند. بهمنظور ایجاد تعادل جنسیتی، اسامی بهصورت متناوب بین زنانه و مردانه انتخاب میشوند.
به گفته دکتر لوردرس آویلس، در صورت ثبت بیش از ۲۱ طوفان در یک فصل، فهرست پشتیبان فعال میشود. تنها در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۲۰ این اتفاق رخ داده است. پیشتر این فهرست شامل حروف یونانی مانند آلفا و بتا بود اما از سال ۲۰۲۰، جای خود را به فهرست مکمل جدیدی داده است.
حذف نام طوفانهای مخرب
در مواردی که طوفانی خسارات سنگینی وارد میکند مانند توفندهای کاترینا یا فیونا کشورهای آسیبدیده میتوانند از سازمان جهانی هواشناسی درخواست کنند تا آن نام برای همیشه حذف شود. سپس، نام جدیدی با همان حرف اول جایگزین خواهد شد.
به عنوان نمونه، توفند ایان (Ian) که در سپتامبر ۲۰۲۲ شکل گرفت، پس از وارد کردن خسارات گسترده، از فهرست حذف شد و نام «ادریس» (Idris) جایگزین آن شد.
تاریخچه جالب نامگذاری طوفانها
در قرن نوزدهم، دریانوردان اسپانیایی طوفانها را به نام قدیسان روز وقوع آنها مینامیدند. اما وقتی دو طوفان در یک روز اتفاق میافتاد، مشکلاتی پیش میآمد.
در همین زمان، کلمنت ورگ (Clement Wragge)، هواشناس استرالیایی، تصمیم گرفت طوفانها را به نام سیاستمداران نامحبوب بنامد. به شوخی میگفت آنها بیهدف در اقیانوس سرگرداناند یا باعث رنج مردم شدهاند. بعدها طوفانهای جنوبی را به نام شخصیتهای اسطورهای و سپس زنان جزایر پاسیفیک نامگذاری کرد کاری که او را به عنوان نخستین فردی که در استفاده از نام زنان برای طوفانها استفاده کرد، در تاریخ ثبت کرد.
در طول جنگ جهانی دوم، خلبانان آمریکایی این سنت را ادامه دادند و طوفانها را به نام عزیزانشان مینامیدند. این روند هم جنبهی احساسی داشت و هم جنسیتزده تلقی میشد.
در سال ۲۰۱۴ مطالعهای ادعا کرد که مردم، توفندهای دارای نام مردانه را جدیتر میگیرند، و همین باعث میشود که توفندهای زنانه قربانیان بیشتری بگیرند. اما به دلیل نقص جدی در دادههای آن تحقیق، این فرضیه رد شد.
ماهوارهها، ناجیان مدرن
کاهش چشمگیر مرگومیر ناشی از توفندها در سالهای اخیر، بیشتر از هر چیز مدیون پیشرفتهای فناوری، خصوصا ماهوارههاست که امکان پیشبینی مسیر و شدت طوفانها را فراهم کردهاند.
کِری امانوئل، استاد هواشناسی در موسسه فناوری ماساچوست میگوید: قبل از دوران ماهواره، طوفانهایی بودند که در دل اقیانوس شکل میگرفتند و کسی حتی از وجودشان خبر نداشت. اما حالا، میتوانیم تا حد خوبی مسیر و شدت آنها را پیشبینی کنیم. البته هنوز جای پیشرفت باقی است.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، سرنوشت برنامه هستهای این کشور در هالهای از ابهام فرو رفت و گزارشهای اطلاعاتی خارجی از وارد آمدن خسارتهای گستردهای به برخی از تاسیسات هستهای ایران خبر دادند، آژانس انرژی هستهای ایران نیز به نوبه خود اعلام کرد که این حملات خسارات قابل توجهی را به برخی سایتهای هدف قرار گرفته، وارد آورده است اما این حمله را نمیتوان از مسیر تاریخی که تهران برای توسعه توانمندیهای هستهای غیرنظامی خود و بومی کردن این صنعت در آن قدم گذاشت، جدا کرد.
به نوشته روزنامه «الاخبار» چاپ لبنان، ایران ششم آوریل ۲۰۰۶ به صورت رسمی اعلام کرد که با غنیسازی اورانیوم به میزان ۳.۵ درصد برای اهداف صلحآمیز و غیرنظامی، به جمع کشورهای دارای قدرت هستهای پیوسته و چرخه کامل تولید سوخت هستهای را دارد. این مساله نتیجه راهی طولانی بود که از استخراج اورانیوم تا تولید انرژی از آن همگی در داخل ایران انجام شد.
اما در گفتمان غربی و عربی، در اکثر مواقع رآکتورها با تاسیسات هستهای یکی میشوند، در حالی که میدانیم تاسیسات هستهای بیشتر به مراکز تولیدی اطلاق میشود و دارای مواد رادیواکتیو خطرناک یا واکنشپذیر نیستند مثل تاسیسات اصفهان، کارگاههای قطعهسازی در کرج، کارگاه تولید آب سنگین در بناب اما رآکتورها شامل رآکتور آب سنگین «اراک» است که سال ۲۰۱۵ تغیرر کاربری داد و رآکتور پنج مگاواتی «امیرآباد» در تهران که کاربری تحقیقاتی دارد و رآکتور هستهای ۱۰۰۰ مگاواتی «بوشهر» که برای تولید برق است.
الاخبار در ادامه آورده است: در اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که این رآکتورها با مواد هستهای که در داخل آنها وجود دارد، در صورتی که زمان فعالیت هدف قرار بگیرند، خطر تشعشات آنها بسیار بالا خواهد بود و محیط اطراف خود تا دایره ۳۰۰ کیلومتری را تحت تاثیر قرار خواهد داد اما این رآکتورها در حمله اخیر با توجه به ماهیت غیرنظامی و پژوهشیشان هدف قرار نگرفتند. تنها رآکتور اراک که با همکاری شرکتهای چینی در حال بازسازی بود و خالی از هرگونه مواد هستهای بود، با هدف وارد کردن خسارات مالی به پروژه، هدف حملات هوایی قرار گرفت.
لاخبار: صنعت هستهای بومی ایران هرگز از بین نخواهد رفت
نیروگاه هستهای بوشهر
چرخه تولید سوخت هستهای
اما چرخه تولید سوخت هستهای مستلزم عبور از چند مرحله اصلی است که از معادن اورانیوم در هفت استان ایران یعنی یزد و کرمان در مرکز، لرستان، اردبیل و همدان در غزب و معدنی در استان خراسان در شرق ایران آغاز میشود، اورانیومی که از این معادن استخراج میشود، ۲ نوع است، یک نوع که شکافناپذیر بوده و به طور مستقیم قابل استفاده برای تولید انرژی در رآکتورها و یا سلاح هستهای نیست. دیگری اورانیوم ۲۳۵ است که تنها نوع شکافپذیر موجود در طبیعت است که بعد از غنیسازی به عنوان واکنش زنجیرهای شناخته میشود، معادن یاد شده دقیقا همان چیزی است که دشمن اسرائیلی با هدف مانعتراشی در روند استخراج حتی تنها برای یک مدت زمانی محدود، سعی داشت، آنها را هدف قرار داد.
پس از استخراج، اورانیوم خرد شده و به پودر تبدیل میشود، سپس پودر خام آن با محلولهای شیمیایی شسته میشود تا اورانیوم از ناخالصیها جدا شده و غلیظ شود، محلول به دست آمده به شکل پودر خشک درشت و زرد رنگی در میآید که به آن «کیک زرد» گفته میشود.
در اینجا مرحله تبدیل در تاسیسات اصفهان به عنوان یکی از مراکز اصلی تبدیل کیک زرد به گاز هگزافلوراید اورانیوم برای غنیسازی آغاز میشود.
اصفهان در مساحتی ۶۰ هکتاری دارای ۶۰ واحد تولیدی است که بیشتر آنها هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند، همینطور تاسیسات مجتمع TSA کرج که مرکز صنعتی تولید تجهیزات مورد استفاده فرآیند غنیسازی از جمله سانترفیوژها است، هدف قرار گرفت و این نشاندهنده تلاش سیستماتیک آنها برای تعطیلی تمامی حلقههای زنجیره تولید است.
لاخبار: صنعت هستهای بومی ایران هرگز از بین نخواهد رفت
مقر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین
تمام فعالیتها تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی
اما مرحله دوم چرخه تولید سوخت هستهای در تاسیسات نطنز انجام میشود که یکی از مهمترین تاسیسات غنیسازی اورانیوم در ایران بوده و اکثر سانتریفیوژها در آن قرار دارند. این تاسیسات به ۲ بخش تقسیم میشود، یکی روی زمین ویژه مونتاژ و آزمایش دستگاهها اختصاص دارد و دیگری زیر زمین بوده و شامل سالنهای غنیسازی با ظرفیت ۵۰ هزار دستگاه از نسلهای مختلف از «IR-۱» تا «IR-۶» است که ۱۰ برابر موثرتر از نسل اول است.
این تاسیسات علاوه بر عملیاتهای خرابکارانه قبلی در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، در حمله اخیر نیز آسیب دید. جمهوری اسلامی ایران در واکنش به حملات قبلی و تهدید دائمی علیه خود، تاسساتی را در اعماق کوهها در منطقه فردو واقع در استان قم در جنوب تهران احداث کرد، فردو دارای ظرفیت ۳۰۰۰ سانترفیوژ است و قبل از آغاز جنگ ۱۴۰۰ دستگاه مدل «IR-۶» در آن وجود داشت، تهران در راستای ارتقای سانتریفیوژهای تولید داخل تلاش کرد تا تعداد آنها را کاهش داده اما ظرفیت تولید آنها را افزایش دهد به شکلی که این سانتریفیوژها برای فرآیند غنیسازی با سرعت بسیار بالایی میچرخند، سرعت چرخش آنها به ۷۰ هزار دور در دقیقه میرسد.
پس از غنیسازی مواد تولید شده در میلههای سوخت قرار داده میشوند تا به نقاطی برای استفاده منتقل شوند، از آنجایی که ایران در توافق سال ۲۰۱۵ به غنیسازی ۳.۶۵ درصد پایبند است، در واکنش به خروج آمریکا از توافق سال ۲۰۱۸، به صورت تدریجی این سطح را افزایش داد و تا سال ۲۰۲۴ به ۶۰ درصد رساند تا تواند به نیازهای خود برای تولید سوخت ویژه موتورهای کشتیها و زیردریاییها و نیز موتورهای سنگین صنعتی که تهران تولید میکند، پاسخ دهد. تمامی این فعالیتها نیز تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود که از وجود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا که به صورت رسمی از سوی ایران اعلام شد، مطلع بود.
لاخبار: صنعت هستهای بومی ایران هرگز از بین نخواهد رفت
پاسخ موشکی ایران به رژیم صهیونیستی
مدل شهر موشکی
الاخبار در ادامه نوشته است: بر این اساس با بومیسازی این صنعت در داخل ایران، متوقف کردن برنامه هستهای این کشور دشوار خواهد بود هرچند که میدانیم این تاسیسات هدف قرار گرفتند اما مساله تنها زمان است تا بعد از ارزیابی خسارات وارده و سپری شدن بازه زمانی مورد انتظار برای بازسازی و ساخت، این فعالیتها ازسر گرفته شوند.
در پایان این مطلب آمده است: طبیعتا این تاسیسات هستهای در آینده مستحکمتر خواهند بود، این مساله میتواند شاهد گذار این برنامه به یک مدل «شهر موشکی» در اعماق کوهها با احتمال استفاده از فناوریهای جدید غنیسازی همانند لیزر یا امواج الکترومغناطیسی باشد که دانشمندان ایرانی آن را به یک صنعت بومی تبدیل کردند که میتواند بسیاری از معادلات را در سطح برنامه هستهای ایران تغییر دهد.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، محرم از راه میرسد، دلهای شیعیان تپیدن میگیرند. سیاهی بیرقها در کوچهها، صدای نوحهخوانها از هیئتها و بوی گلاب و اسپند، نشانههاییاند که یادمان میآورند محرم تنها یک ماه تقویمی نیست؛ یک جریان است. جریانی از شعور و شور. اما این سؤال قدیمی دوباره زنده میشود: آیا ما فقط عزادار حسینیم یا پیرو راهش هم هستیم؟
امام حسین (ع) در وصیتنامه تاریخی خود به برادرش محمد بن حنفیه صراحتاً اعلام کرد:«خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی، أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ.»؛ من برای اصلاح امت جدم، برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم.
این سخن، اساس قیام عاشورا را روشن میکند. امام نیامد که فقط کشته شود یا اسطورهای در تاریخ باشد. او آمد که بیدار کند، اصلاح کند، راه را نشان دهد. او آمد که به ما بفهماند اگر معروفها خاموش شوند و منکرها رواج گیرند، دین پوستهای بیجان میشود و جامعه به قهقرا میرود.
فریضهای فراموش شده
امر به معروف و نهی از منکر، دو اصل حیاتی برای سلامت هر جامعهاند. این فریضهها صرفاً وظیفه گروه خاصی نیستند؛ هر مسلمانی، در هر جایگاه و شرایطی، باید نسبت به آنچه نیکی است تشویقگر باشد و در برابر زشتیها واکنش نشان دهد؛ با زبان، با رفتار، حتی با نیت درونی.
در جامعه امروز، معروفها گاه در هجوم هیاهوی مجازی، رقابتهای اقتصادی، سیاستزدگی یا منفعتطلبی شخصی به حاشیه میروند. راستگویی، انصاف، عدالت، احترام، امانتداری، دلسوزی، مسئولیتپذیری ... همه اینها معروفاند، اما گاه چنان کمرنگ میشوند که دیگر کسی جرات نمیکند دربارهشان حرف بزند. از سوی دیگر، منکرهایی چون دروغ، فساد، رشوه، اسراف، تهمت، بیعدالتی، بیاحترامی و بیتفاوتی، چنان رایج شدهاند که گاه عادی به نظر میرسند و بدتر از همه، سکوت ماست. سکوتی که به نام احتیاط، مدارا یا «بیخیالی» توجیه میشود، اما در واقع، تأیید ناپیدای زشتیهاست.
محرم؛ مدرسه بیداری
محرم، بهویژه دهه اول، فرصتی طلایی برای بازخوانی این فریضه است. وقتی مردم از جان و دل در هیئتها میگریند، عزاداری میکنند و به سینه میزنند، آمادهترین دلها را داریم برای رساندن پیام اصلی عاشورا. اگر قرار است امام حسین (ع) الگوی زندگی ما باشد، نمیتوانیم فقط در سوگواریاش شریک شویم و از رسالت اجتماعیاش فاصله بگیریم.
هیئتها و مجالس میتوانند پایگاههای فرهنگی شوند برای ترویج سبک زندگی حسینی. امام حسین به ما یاد داد که در برابر فساد باید ایستاد؛ حتی اگر تنها باشی. باید حرف حق را گفت؛ حتی اگر به قیمت جان تمام شود. آیا ما حاضر شدهایم اندکی از این راه را در زندگی شخصی و اجتماعیمان طی کنیم؟
از اشک تا اقدام
امر به معروف و نهی از منکر الزاماً تند و تیز، خشن یا مداخلهجویانه نیست. این فریضه میتواند مهربان، خردمندانه، آرام و مؤثر باشد. از تشویق کسی به انجام کار نیک، تا بازداشتن کودکی از دروغ گفتن، از گفتوگو با همکار درباره بیعدالتی در محیط کار، تا دفاع از یک غریبه مظلوم در خیابان. از همراهی نکردن با شایعات، تا رعایت نوبت در صف، همه و همه میتواند جلوههایی از این فریضه باشد.
امام حسین (ع) به ما آموخت که باید فعالانه زندگی کنیم؛ حتی در سختترین شرایط. عزاداری برای او، بدون حرکت در مسیرش، فقط یک قاب ناقص از عاشوراست.
پیام عاشورا، مسئولیت جمعی
اگر عاشورا در جان جامعه بنشیند، نه تنها فرد، که جامعه رشد خواهد کرد. جامعهای که در آن مردم از منکرها نهراسند، و برای خوبیها بایستند، جامعهای زنده و بالنده خواهد بود.
امروز، اگر فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما جان بگیرد، نهتنها اخلاق عمومی بهتر خواهد شد، بلکه فساد، تبعیض، دروغ و تزویر نیز بهتدریج عقبنشینی خواهند کرد. دشمنان امام حسین (ع) کسانی بودند که منکر را عادی کرده بودند، و معروف را کنار گذاشته بودند. نگذاریم تاریخ، با همان چهره، تکرار شود.
امامجمعه هیدج در این رابطه در گفتوگو با ایسنا میگوید: احیای امر به معروف و نهی از منکر فریضهای حیاتی که از ستونهای دین است و سالها است در هیاهوی روزمرگیها و ملاحظات اجتماعی به فراموشی سپرده شده است.
حجتالاسلام اسدالله زارعی با استناد به خطبهای از امیرالمؤمنین علی (ع)، ادامه میدهد: همه اعمال نیک، حتی جهاد در راه خدا، در برابر فریضه امر به معروف و نهی از منکر، همانند قطرهای در برابر اقیانوس است. این فریضه در واقع ضامن بقای سایر اعمال عبادی و اجتماعی است.
او ادامه میدهد: نماز، روزه، حج و حتی جهاد، اگر در سایه معرفت به معروف و نهی از منکر انجام نشود، تأثیر لازم را نخواهند داشت. این فریضه موتور محرکه جامعه دینی است و اگر خاموش شود، تدریجاً سایر ارکان دین نیز فرسوده خواهند شد.
امام جمعه سلطانیه نیز با اشاره به دهه اول محرم که دهه احیای امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری شده است به خبرنگار ایسنا، میگوید: قیام امام حسین (ع) بزرگترین معروف و مقابله با حکومت طاغوت و انحراف از مسیر پیامبر اکرم (ص) بزرگترین منکر بود. هدف آن حضرت، بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر حق و اصلاح جامعه بود.
امام جمعه سلطانیه با استناد به آیات و روایات، این دو فریضه را ضامن سلامت جامعه دانسته و میافزاید: ترک امر به معروف و نهی از منکر، زمینهساز گسترش فساد خواهد شد. همه مؤمنان، بهویژه آنان که از قدرت، منصب یا نفوذ برخوردارند، وظیفه مضاعفی در تحقق این فریضه دارند.
حسینینسب با دعوت از مؤمنین، بهویژه خواهران انقلابی و بسیجی، برای عمل به این فریضه الهی، ادامه میدهد: حداقل مرتبه از اجرای امر به معروف، تذکر لسانی است. مؤمنان نباید در برابر انحرافات اجتماعی بیتفاوت بمانند.
پایان سخن؛ آغاز راه
حسین (ع) با خون خود خط روشنی کشید بین سکوت و اقدام، بین همراهی با حق و سازش با باطل. اگر ما پیروان اوییم، باید در زندگیمان معروفها را پاس بداریم و در برابر منکرها سکوت نکنیم.
محرم، فرصت طلایی برای بازگشت به این اصل فراموششده است. بیاییم در این ماه، فقط گریه نکنیم؛ بیندیشیم، بپرسیم، بیدار شویم، بیدار کنیم. و مهمتر از همه، گام برداریم؛ حتی اگر کوچک، حتی اگر تنها.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، در جریان جنگ اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، نگاههای غربی به ویژه آمریکا، به نقش یمن در این درگیری معطوف شد. هدف اصلی، ارزیابی احتمال مشارکت یمن در کنار ایران، در این جنگ یا حفظ بیطرفی بود. در نتیجه، توافق یمن و آمریکا در دریای سرخ به آزمون گذاشته شد و نگرانیهای واقعی آمریکا و انگلیس از ازسرگیری عملیات یمن در این منطقه آشکار شد.
روزنامه الاخبار با بیان این مطلب نوشته پس از حمله رژیم صهیونیستی به ایران، این رژیم تلاش کرد خود را پیروز میدان و دست برتر در منطقه نشان دهد، اما ساعاتی پس از آتشبس، تلآویو از طریق «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ خود، پیامی تهدیدآمیز به صنعا فرستاد و مدعی شد که با انصارالله همانگونه رفتار خواهد کرد که با ایران کرده است.
طبق این گزارش با وجود اینکه حسابها میان ایران و رژیم صهیونیستی هنوز بسته نشده و هر ۲ طرف در حال تقویت تواناییهای خود برای لحظه مناسب هستند، رژیم صهیونیستی در حال حاضر قادر به ورود به دور دوم درگیری با ایران نیست. با این حال، این رژیم یمن را تهدیدی راهبردی در مرزهای شرقی سرزمینهای اشغالی میداند و معتقد است که میتواند با استفاده از قدرت نظامی یا تهدید به آن، این تهدید را مهار کند.
تحلیلگران صهیونیست بر این باورند که جنبش انصارالله تنها نیرویی است که میتواند در جنگ دوام بیاورد. سازمانهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اطلاعات محدودی درباره تواناییهای تسلیحاتی یمن دارند. همچنین، یمن زرادخانه خود را در مکانهای محکم زیرزمینی پنهان کرده است که حتی هواپیماهای آمریکایی، از جمله هواپیماهای رادارگریز بی-۲، نتوانستهاند به آنها نفوذ کنند.
با این وجود، یمن منبع نگرانی فزایندهای برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آنها دائماً در تلاش برای خنثی کردن یمن از طریق روشهای مختلف هستند.
با این حال، «سید عبدالملک الحوثی» رهبر انصارالله این ادعاها را رد و تأکید کرد که یمنیها نه تنها تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران را محکوم میکنند، بلکه شریک در این موضع هستند.
با وجود اینکه تنش بین ایران و رژیم صهیونیستی در سطح «روزهای جنگی» باقی ماند و نیازی به مشارکت مستقیم انصارالله در نبرد نبود، گسترش درگیری به جنگی همهجانبه میتوانست به معنای ورود یمن باشد. یمن بارها اعلام کرده که آماده استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، از جمله بستن تنگه بابالمندب و تبدیل دریای سرخ به منطقه نظامی، یا گشودن جبهههای داخلی با ابعاد منطقهای است که آمریکا آنها را خطوط قرمز میداند.
انتهای خبر/ .

منصور خزایی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین» ضمن تسلیت ایام محرم، از آغاز عملیات برداشت گندم در این شهرستان خبر داد و افزود: برداشت گندم از تاریخ ۲۵ خردادماه آغاز و تا به این تاریخ بالغ بر ۸۰۰ تن گندم از کشاورزان توسط سه مرکز خرید مستقر در سطح شهرستان خریداری شده است.
مدیر جهادکشاورزی فامنین بیان کرد: در حال حاضر ۱۷۲ کمباین در سطح شهرستان مشغول به فعالیت بوده که از این تعداد ۳۱ دستگاه کمباین مهاجر و مابقی کمباینهای بومی شهرستان میباشند که تا کنون بیش از ۳۶۰ هزار لیتر سوخت برای آنها تایید شده است.
وی اظهار کرد: جهت کنترل ضایعات کمباینها با یک شرکت مکانیزاسیون عقد قرار صورت گرفته است و کارشناسان این شرکت ضمن بازدید مستمر از کمباینها نسبت به تنظیم آنها نیز اقدام مینمایند.
خزائی با اشاره به بحث مبارزه با آفت سن غلات متذکر شد: کارشناسان شبکه مراقبت و پیشآگاهی با حضور مداوم در عرصههای تولیدی حتی در ایام تعطیل موفق شدند بیش از ۳۵ هزار هکتار مبارزه با آفت سن غلات در شهرستان را محقق نمایند.
انتهای خبر/ح

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با رسانه روسی درباره تحولات جاری سیاست خارجه ایران صحبت کرد.
متن کامل مصاحبه شبکه راشاتودی روسیه با بقائی که در روز هفتم تیرماه انجام شده، به این شرح است:
سوال: خیلی ممنون که به ما پیوستید. ابتدا میخواهم درباره این موضوع صحبت کنیم که صدها هزار نفر، و طبق گزارش رسانههای دولتی ایران شاید حتی بیش از یک میلیون نفر، روز شنبه برای ادای احترام به ۶۰ نفر از کسانی که در حملات اسرائیل کشته (شهید) شدند، از جمله دانشمندان هستهای، گردهم آمدند. میتوانید درباره حال و هوای مردم ایران در این روز عزای عمومی بگویید؟
پاسخ: از شما برای دعوت به این برنامه تشکر میکنم. مردم ایران به شدت از فقدان جانهای ارزشمند بسیاری از ایرانیان که در نتیجه حملات غیرقانونی اسرائیل به مناطق مسکونی و ترور اساتید دانشگاه و شخصیتهای نظامی ما به شهادت رسیدند، خشمگین و ناراحت هستند. مردم واقعاً خشمگیناند، اما در عین حال به این که ایرانیان با محوریت پرچم ملی و استقلال سرزمین مادری خود متحد شدهاند، احساس غرور میکنند.
به نظر میرسد که حملات به ایران، کشور را بیش از پیش متحد کرده است. جالب است که شاهد حضور دو مقام ایرانی در مراسم تشییع جنازه دولتی بودیم، در حالی که اسرائیل پیشتر ادعا کرده بود که آنها را در حملات خود ترور کرده است. میتوانید درباره این موضوع توضیح دهید؟
نکته اینجاست که رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی، بیمارستانها، آمبولانسها و کادر درمان حمله کرده و البته موفق شده تعدادی از ایرانیان، از جمله کودکان، زنان و افراد سالخورده را به قتل برساند. اما هر بار که کسی را میکشند، آنها را به عنوان دانشمند هستهای یا فرمانده نظامی معرفی میکنند. حقیقت این است که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که به شهادت رسیدهاند، غیرنظامیان بیگناه، کودکان، زنان و سالمندان هستند.
میخواهم به خبر اصلی بازگردم. دونالد ترامپ با به کار بردن عبارتی ادعا کرده که جان (حضرت)آیتالله خامنهای را نجات داده است. وزیر امور خارجه ایران به این اظهارات واکنش نشان داده و گفته اگر ترامپ در مورد مذاکره جدی است، باید این لحن به شدت توهینآمیز و غیرقابلقبول را کنار بگذارد. وضعیت مذاکرات بین تهران و واشنگتن در حال حاضر چگونه است؟
نخست اینکه استفاده از لحن توهینآمیز و بیادبانه درباره مقامات ارشد و رهبران یک کشور دیگر، بسیار ناپسند و غیرقابلقبول است. این نوع رفتار هیچ اعتباری برای ایالات متحده یا مقامات آن به ارمغان نمیآورد و کاملاً غیرقابلقبول است. در مورد دیپلماسی، ایران هرگز میز مذاکره را ترک نکرده است. در واقع، ما در میانه یک فرآیند مذاکراتی بودیم و قرار بود روز یکشنبه با نمایندگان ایالات متحده دیدار کنیم، اما ناگهان رژیم صهیونیستی با حمایت و چراغ سبز ایالات متحده، روز جمعه، تنها دو روز پیش از دور ششم مذاکرات که قرار بود در مسقط برگزار شود، به ایران حمله کرد. ما همواره از دیپلماسی حمایت کردهایم، اما اقدامات ایالات متحده و اسرائیل، دیپلماسی را تخریب کرد و این واقعاً خیانت به دیپلماسی بود.
دور پنجم مذاکرات هستهای در رم
شما گفتید که دیپلماسی تخریب شده است، یعنی اعتماد کاملاً از بین رفته است. در این صورت، واشنگتن چه کاری میتواند برای جبران این وضعیت انجام دهد؟
این موضوع به واشنگتن بستگی دارد که پاسخ دهد. آیا تضمینی وجود دارد که آنها آنچه را در ۱۳ ژوئن، تنها دو روز پیش از دور ششم مذاکرات انجام دادند، تکرار نکنند؟ فکر میکنم آنچه آنها همراه با رژیم صهیونیستی و متأسفانه با حمایت فعال برخی کشورهای اروپایی انجام دادند، فرآیند دیپلماتیک را بیاعتبار کرد. بنابراین، این وظیفه آنهاست که تلاش کنند اعتماد ایرانیان را بازگردانند. همانطور که گفتم، ایرانیان به شدت از اتفاقاتی که در چهار هفته گذشته شاهد بودند خشمگین هستند. کشورشان به ناحق مورد حمله قرار گرفت و ما تحت یک اقدام تجاوزکارانه قرار گرفتیم. به جای محکوم کردن این حمله توسط ایالات متحده و سه کشور اروپایی، خود ایالات متحده مرتکب اقدام تجاوزکارانه علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ما شد و کشورهای اروپایی به جای محکوم کردن این حمله، سعی کردند آن را توجیه کنند.
دونالد ترامپ اکنون گفته است که اگر ایالات متحده معتقد باشد ایران در حال کار بر روی سطحی از غنیسازی اورانیوم است که او را نگران میکند، حملات بیشتری را از سر خواهد گرفت. میخواهم بدانم آیا این موضوع بر برنامههای آینده ایران تأثیر میگذارد و همچنین کشور چگونه از خود در برابر حملات احتمالی بعدی محافظت خواهد کرد؟
البته این حق و وظیفه ماست که از تمام امکانات خود برای حفاظت از مردم، تمامیت ارضی و حاکمیت ملیمان در برابر هرگونه حمله غیرقانونی توسط هر بیگانهای استفاده کنیم. اما فکر میکنم این وظیفه جامعه بینالمللی و تک تک کشورهای عضو سازمان ملل متحد است که بپرسند آیا ما به سمت قانون جنگل پیش میرویم، جایی که هیچ قانون یا منطقی بر روابط بینالمللی حاکم نیست؟ یک قانون را به من نشان دهید که به هر کشوری اجازه دهد به صرف ادعا، علیه کشور دیگری زور به کار ببرد. استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای حقی است که طبق ماده ۴ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای به رسمیت شناخته شده است و ایران تنها به دنبال استفاده از این حق تحت معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است، نه بیشتر و نه کمتر.
شما درباره قانون جنگل صحبت کردید. وزیر امور خارجه ایران گفته است که ایران در صورت لزوم در نشان دادن تواناییهای واقعی خود تردید نخواهد کرد. منظور او دقیقاً چیست؟
البته این وظیفه نیروهای مسلح ماست که در صورت هرگونه ماجراجویی جدید توسط رژیم صهیونیستی یا ایالات متحده، قدرت خود را نشان دهند. ما نشان دادهایم که در دفاع از خود در برابر هر متجاوزی مصمم هستیم.
آثار حملات ایران بهتلآویو
اکنون میخواهم درباره حملات ایالات متحده در اوایل ماه و خسارات وارده به تأسیسات هستهای ایران صحبت کنم. وزیر امور خارجه این خسارات را "قابل توجه" توصیف کرده است. آیا میتوانید درباره حجم خسارات توضیح دهید؟
البته، برای همه روشن است که طی ۱۲ روز جنگ، حملات رژیم صهیونیستی و همچنین اقدام تجاوزکارانه ایالات متحده علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ما در اراک، فردو و نطنز، خسارات قابل توجهی به تأسیسات ما وارد کرده است. در عین حال، ما صدها نفر از هموطنان عزیزمان را در این حملات از دست دادیم که طی این اقدامات قتلعام شدند. اما نکته این است که ما در دفاع از امنیت ملی و منافع ملی خود جدی و مصمم هستیم و فکر میکنم مردم ما در دو هفته گذشته این موضوع را به وضوح نشان دادهاند.
در چند هفته گذشته این احساس وجود داشته که جهان در آستانه یک پرتگاه قرار دارد. ما شاهد حملات اسرائیل به ایران، سپس حملات ایالات متحده و در نتیجه آن، پاسخ ایران بودیم و بعد آتشبس برقرار شد. آیا از اینکه اوضاع اینقدر سریع آرام شد، شگفتزده شدید؟
ببینید، این جنگ چیزی نبود که ما به دنبال آن باشیم. جنگ به ایرانیان تحمیل شد و ما مجبور شدیم در برابر این اقدام تجاوزکارانه مبارزه کنیم. از روز اول روشن کردیم که تسلیم خواستههای ناعادلانه آنها نخواهیم شد. ما با تمام قوا مبارزه کردیم و این کار را انجام دادیم. فکر میکنم آنچه رخ داد، نتیجه پایداری و عزم ایرانیان در دفاع از تمامیت ارضی و عزت ملیشان بود.
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرده است که اسرائیل عملاً مجبور شد بهطور یکجانبه به تجاوزات خود پایان دهد. به نظر شما چرا اسرائیل با توقف مخاصمه موافقت کرد؟ آیا این نتیجه هشدارهای واشنگتن بود یا واقعاً اسرائیل نگران خسارتهایی بود که ایران توانسته بود بهرغم سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین به آن وارد کند؟
فکر میکنم ما ثابت کردیم که در دفاع از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و منافع خود کاملاً جدی هستیم. واقعیت این است که ایالات متحده از طریق یک کشور عربی با ایران تماس گرفت و پیشنهاد آتشبس و توقف اقدامات تجاوزکارانه را مطرح کرد. ما بارها ثابت کردهایم که ایران به دنبال جنگ یا رویارویی نیست. ما در دفاع از منافع و امنیت خود بسیار جدی هستیم، اما در نهایت با این آتشبس موافقت کردیم.
پاسخ ایران به حملات آمریکا
ایران پس از حملات ایالات متحده به خاک این کشور در هفته گذشته، کاملاً در چارچوب حق خود برای تلافی عمل کرد. پاسخ ایران به پایگاه آمریکا در قطر بود. ایران بهوضوح اعلام کرده که این اقدام علیه همسایه عربیاش نبوده است. اما میخواهم بدانم این جنگ ۱۲ روزه چه تأثیری بر روابط دوجانبه با کشورهای همسایه داشته است؟
این اقدام تلافیجویانه نبود، بلکه استفاده از حق دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد در برابر یک حمله غیرقانونی و بیجهت از سوی ایالات متحده بود. ما پایگاه العدید را هدف قرار دادیم چون متعلق به ایالات متحده بود؛ این یک پایگاه آمریکایی در قطر بود و هیچ ربطی به کشور دوست و همسایه ما، قطر، نداشت. رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مقامات ما با همتایان خود در قطر تماس گرفتند و بهوضوح اعلام کردند که این حملات به هیچوجه علیه قطر یا دیگر کشورهای حوزه خلیجفارس نبوده است. ما به سیاست حسن همجواری با همسایگان خود پایبند و مصمم هستیم روابط خوب خود را با کشورهای عربی همسایه ادامه دهیم. فکر میکنم آنها کاملاً درک کردهاند که این اقدامی نبود که ما بخواهیم انجام دهیم؛ ما مجبور بودیم در برابر حملات ایالات متحده که تأسیسات هستهای صلحآمیز ما را هدف قرار داده بود، از خود دفاع کنیم.
آمریکا پایگاههای نظامی متعددی در خاورمیانه دارد. ایران این پایگاهها را تهدیدی برای امنیت منطقه خاورمیانه میداند؟
فکر میکنم حضور آمریکا در منطقه ما همیشه منشأ تنش و ناامنی بوده است. به همین دلیل است که ایران همیشه به همسایگان خود پیشنهاد داده که باید روی یک سیستم امنیت دسته جمعی کار کنیم که مبتنی بر اراده و منافع کشورهای منطقه باشد، نه بر اساس نفوذ و حضور نیروهای خارجی.
نشست فصلی شورای حکام آژانس
میخواهم درباره آژانس بینالمللی انرژی اتمی صحبت کنم. پارلمان ایران اکنون موافقت کرده که تمام همکاریها با آژانس متوقف شود. آیا این تصمیم نهایی است؟
این تصمیم قبلاً توسط پارلمان ما گرفته شده و شورای نگهبان آن را تأیید کرده است. این بدان معناست که این تصمیم تنها نیاز به امضای رئیسجمهور دارد تا نهایی شود و دولت موظف به اجرای آن خواهد بود. این تصمیم به معنای قطع یا پایان کامل همکاری با آژانس نیست. این لایحه درباره تعلیق همکاری با آژانس است، اما در عین حال به شورای عالی امنیت ملی اختیار میدهد تا درباره مسیر آینده تصمیمگیری کند.
پس آیا این به این معناست که ممکن است در آینده بازرسان آژانس بتوانند از سایتها بازدید کنند؟ این موضوع برای اثبات به جامعه جهانی که ایران سلاح هستهای ندارد، بسیار مهم است. بدون این بازدیدها، ایران چگونه میتواند این موضوع را ثابت کند؟
فکر میکنم ایران طی دو یا سه دهه گذشته بهوضوح اعلام کرده که به دنبال سلاح هستهای نیست. بسیار تأسفبار است که گزارش آخر آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان مبنایی برای قطعنامهای توسط سه کشور اروپایی و ایالات متحده استفاده شد تا بهانهای بیاساس علیه برنامه هستهای ایران مطرح کنند. یکی از بهانههایی که اسرائیل و آمریکا برای حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ما استفاده کردند، همین گزارش و قطعنامه مبتنی بر آن بود. مردم و افکار عمومی ما بهشدت از نقش آژانس و مدیرکل آن عصبانی هستند، بهویژه به این دلیل که اخیراً آقای گروسی، مدیرکل آژانس، بهوضوح اعلام کرد که هیچ نشانهای مبنی بر حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای وجود ندارد. ایران هرگز به دنبال سلاح هستهای نبوده و هیچ گزارش آژانسی نشاندهنده انحراف ایران از اهداف صلحآمیز یا عدم پایبندی به تعهداتش نبوده است. بنابراین، این یک واقعیت است که برنامه هستهای ایران کاملاً صلحآمیز بوده و می ماند. بازرسان آژانس همچنان در ایران هستند و به کار خود ادامه میدهند، اما مسئله این است که تأسیسات هستهای ما به شدت آسیب و مورد هدف قرار گرفتهاند. سازمان انرژی اتمی ما در حال بررسی میزان خسارات است تا ببینیم چگونه میتوان همکاری با آژانس را از سر گرفت. در حال حاضر، آنچه از آژانس و شورای حکام انتظار میرود این است که به مسئولیتها و وظایف خود پایبند بمانند و حملات رژیمهای آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ما را بهطور صریح و بدون ابهام محکوم کنند. این کاری است که آژانس و مدیرکل آن انجام ندادهاند و مردم ایران از این نهاد چنین انتظاری دارند.
درست است. این موضوع مهمی است، نه؟ اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی حملات به تأسیسات هستهای ایران را محکوم نکرده، با وجود خسارات و پیامدهای احتمالی این حملات. آیا این یکی از دلایل اصلی گرفتن این تصمیم است که ایران آژانس را برای زمان حاضر در حاشیه قرار داده و همانگونه که شما گفتید ایران الزاما تمامی همکاری خود با آژانس را قطع نکرده و بازرسان آژانس هنوز در ایران حضور دارند؟
این طرح، همانطور که گفتید، بازتاب خواسته عمومی بود و تقریباً با اجماع پارلمان تصویب شد. و این نشان می دهد مردم ما تا چه اندازه نسبت به مواضع آژانس و گروسی عصبانی هستند. آنچه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ما انجام دادند، کاملاً غیرقانونی و مغایر با معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای بود. در عین حال، باید توجه داشت که برنامه هستهای ایران تنها برنامه هستهای در جهان است که توسط قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، یعنی قطعنامه ۲۲۳۱، تأیید شده و شامل غنیسازی در داخل ایران هم می باشد. بنابراین، اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی نهتنها نقض اصول منشور سازمان ملل، بهویژه ماده ۲ بند ۴ که استفاده از زور را منع میکند، بلکه نقض معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نیز است.
بیایید درباره آینده برنامه هستهای ایران صحبت کنیم، هم در زمینه انرژی صلحآمیز و هم در مورد احتمال غنیسازی اورانیوم تا سطح تسلیحاتی که میتواند بهعنوان عاملی بازدارنده در برابر اسرائیل، که بسیاری معتقدند خود دارای سلاح هستهای است، استفاده شود. آینده این برنامه چگونه است؟ از نظر شما چه چشماندازی دارد؟
فکر میکنم هیچگاه غنیسازی در سطح تسلیحاتی در ایران وجود نداشته است و این موضوع باید روشن شود. برنامه هستهای ما کاملاً صلحآمیز بوده است. همانطور که گفتم، لطفاً گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بررسی کنید و یک نمونه یا مدرک نشان دهید که حاکی از انحراف برنامه هستهای ایران از اهداف صلحآمیز باشد. بله، آنها درباره مسایلی مربوط به دو دهه یا ۲۵ سال پیش صحبت کردهاند، اما هیچ مدرکی ارائه نکردهاند که نشان دهد برنامه هستهای ایران به سمت تسلیحاتی شدن یا تولید سلاح منحرف شده است. این موضوع باید در برخورد با برنامه هستهای ایران مدنظر قرار گیرد. بهعنوان عضوی از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای از سال ۱۹۷۰، هیچکس نمیتواند ما را از حقوق اساسیمان تحت این معاهده محروم کند. هر عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای حق دارد از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز استفاده کند. آنچه ایالات متحده انجام میدهد، تفسیر بسیار خطرناکی از مفاد معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است که به این معناست که کشورهای در حال توسعه حق استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را ندارند. فکر میکنم این برای هیچ عضو مسئول و شایسته معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای قابلقبول نیست.
دیدار عراقچی با پوتین در مسکو
میخواهم درباره روابط ایران و روسیه صحبت کنم. وزیر امور خارجه ایران، آقای عراقچی، اوایل هفته قبل با ولادیمیر پوتین دیدار کرد و گفت که این مذاکرات بسیار خوب بود. آیا میتوانید اطلاعات بیشتری درباره آنچه در این دیدار بحث و توافق شد، ارائه دهید؟
اساساً این دیدار فرصتی بود تا ایران درباره آخرین وضعیت منطقه ما پس از حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده توضیح دهد. همانطور که میدانید، ما روابط بسیار خوبی با روسیه داریم. توافقهای دوجانبه بین ایران و روسیه در زمینه شراکت راهبردی اخیراً توسط پارلمانهای هر دو کشور تصویب شده و مدتی است که اجرایی شده است. روابط خوب بین دو کشور ایجاب میکند که هر دو دولت در تماس نزدیک و رایزنی درباره تحولات منطقه ما و فراتر از آن باشند. در عین حال، روسیه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل است و همچنین عضو مهمی در سازمانهای منطقهای مانند شانگهای و بریکس است. ما در تماس نزدیک با آنها هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که آنها بتوانند نقش مهمی هم در شورای امنیت، هم در شورای حکام آژانس، و هم در جاهای دیگر در راستای پیگیری صلح و عدالت در سراسر جهان، بهویژه در رابطه با تحولات منطقه ما، ایفا کنند.
انتهای