سنگین وزن خوزستانی کشتی فرنگی تیم ملی کشورمان ملقب به تانک بختیاری با قاطعیت قهرمان جهان شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، امین میرزازاده جمعه شب پس از شکست کشتی گیر مجارستانی صاحب نشان طلا رقابت های جهان در کرواسی شد.
میرزازاده در وزن ۱۳۰ کیلوگرم، پس از استراحت در دور اول در دور دوم با نتیجه هشت بر صفر مارکو کوسیویچ از کرواسی را مغلوب کرد. وی در دور بعد با ضربه فنی الیاس کوسمانن از فنلاند را شکست داد و به مرحله نیمه نهایی راه یافت.
نماینده کشورمان در این دیدار با نتیجه سه بر یک ونهائو جیانگ از چین را از پیش رو برداشت و به دیدار فینال راه یافت.
میرزازاده در دیدار نهایی با نتیجه هفت بر ۲ داریوز ویتک از مجارستان را مغلوب کرد و به مدال طلا دست یافت تا سومین مدال جهانی خود به آلبوم افتخارات خود اضافه کند.
پیش از این پیام احمدی و علیرضا عبدولی به ترتیب عنوان دوم و پنجم این پیکارها را کسب کنند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین» محمد حاتمگویا در یادداشتی نوشت: امروز، ۲۷ شهریور، روزی است که در تقویم فرهنگی ما به نام «روز شعر و ادب پارسی» و «روز بزرگداشت استاد سید محمدحسین شهریار» ثبت شده است؛ روزی برای تجلیل از زبان شیرین فارسی و پاسداشت شعرهای معاصر ایران به شمار میرود.
زبان فارسی، این میراث گرانسنگ، نهتنها ابزار ارتباط، بلکه ظرفیست برای اندیشه، احساس، و هویت ما است. در طول قرنها، شاعران بزرگی چون فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا و خیام، با کلام خود، روح ایرانی را شکل دادهاند و جهانیان را با زیباییهای فرهنگ ما آشنا کردهاند.
امام جمعه فامنین در جلسه مجمع خیرین سلامت شهرستان فامنین گفت: مردم میتوانند در حد و اندازه خود خیرخواه و خیر باشند و از مال و اندوخته خود به هم نوعانشان انفاق کنند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین» امروز پنجشنبه مورخه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۴ حجتالاسلام والمسلمین علی غفاری در مجمع خیرین سلامت شهرستان ضمن اشاره به خدمات ارزشمند دولت در حوزه سلامت افزود: در سالهای اخیر کارهای خوبی در این راستا انجام شده ولی فعلا نیاز مردم را پاسخگو نیست و باید بیش از این به حوزه سلامت توجه گردد.
امام جمعه فامنین ضمن قدردانی از مردم خیرین و مسئولان پیش قدم در امر بهداشت و درمان خاطرنشان کرد: انتظار میرود هریک از مدعوین در راستای شناسایی افراد اثرگذار و تبیین سیاستهای مجمع گامهای بزرگ و ارزشمندی را بردارند.
وی در ادامه اظهار کرد: همه مردم میتوانند در حد و اندازه خود خیر بوده و از داشتههایی که در اختیار دارند به هم نوعانشان انفاق نمایند.
فرماندار فامنین نیز ضمن تقدیر از تلاشهای خیرین در ارتقای سطح خدمات درمانی و بهداشتی شهرستان تصريح کرد: راهکارهای توسعه برای زیرساختهای قوی بهداشت و درمان در سلامت افراد نیازمند همت مسئولان بوده است.
محمد فتحی اضافه کرد: جذب مشارکتهای مردمی و همچنین اهمیت همافزایی میان نهادهای دولتی و مردمی برای بهبود وضعیت درمانی شهرستان مورد تأکید است.
در ابتدای این جلسه دکتر جواد جوزی ضمن ارائه گزارش مختصر از مشارکت خیرین در طی چند سال اخیر افزود: این جلسه برای بیان اهداف و ریلگذاری برای ارتقای سطح خدمات درمانی آینده شهرستان بوده و باهمکاری مداوم و پایدار خیرین سلامت شهرستان در امر بهداشت و درمان مشکلات تا حد زیادی مرتفع خواهد شد.
رئیس شبکه بهداشت ودرمان شهرستان فامنین بیان کرد: اهداف جلسه این مجمع را در جهت فرهنگسازی، نوع دوستی، همکاری و مشارکت مردمی در شناسایی و نیازسنجی ملزومات بهداشت ودرمان است.
وی با تأکید بر اولویتبندی در انجام پروژهها ادامه داد: تهیه تجهیزات لازم جهت بخشهای مورد نیاز مراکز درمانی و بهداشتی با افزایش جذب کمکهای مردم و تطبیق نیأت خیرین با نیازهای حوزه سلامت خواهد بود.
در پایان این جلسه مقرر گردید: هفته آینده جلسات تخصصیتری با هدف ساماندهی و تشکیل اعضای مجمع خیرین سلامت برگزار گردد تا روند فعالیتهای این نهاد مردمی با انسجام و اثربخشی بیشتری ادامه داشته باشد.
رزمایش اهداء و توزیع ۱۰۰۰ بسته تحصیلی و لوازمالتحریر به دانشآموزان معزز نیازمند به نیت ۳۰۰ شهید سعید که بستهها مزین به نام و تصویر شهیدان شهرستان فامنین بودند، به همت دفتر امام جمعه، فرمانداری، سپاه ناحیه فامنین، آموزش و پرورش شهرستان، دهیاران و اداره کمیته امداد امام خمینی ره، مرکز نیکوکاری آبشار عاطفهها و بنیاد شهید شهرستان و خیرین امروز در مصلای اعظم شهر فامنین با حضور مسئولان شهرستانی از جمله حجتالاسلام والمسلمین علی غفاری امام جمعه فامنین، سرهنگ هادی ربانی فرمانده سپاه ناحیه فامنین، هادی راسخی رئیس آموزش وپرورش فامنین، محمد آقاجانی رئیس کمیته امداد امام خمینی ره و سایر مسئولان ادا
استاندار همدان از انعقاد سه تفاهمنامه سرمایهگذاری با هدف رونق تولید و اشتغال در استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین»به نقل روابطعمومی استانداری همدان، حمید ملانوریشمسی در نشست ستاد توسعه و پیشرفت استان، گفت: ستاد توسعه و پیشرفت استان با هدف شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری و همچنین تأثیرگذاری و تسریع در جذب سرمایهگذاران دارای اهلیت تشکیل شده است.
وی افزود: مأموریت این ستاد، سرعت بخشیدن به فرآیند سرمایهگذاری و ایجاد بیشترین انگیزه برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی است.
ملانوریشمسی اظهار کرد: در جلسات مختلف این ستاد، سرمایهگذاران متعددی از داخل و خارج کشور دعوت شدهاند و در جلسه اخیر بهطور ویژه دو تا سه طرح نهاییشده مورد بررسی و توافق قرار گرفت.
نماینده عالی دولت در استان همدان اضافه کرد: دو طرح سرمایهگذاری با مشارکت سرمایهگذاران کشور چین مجموعاً به ارزش ۲۰ میلیون دلار به تفاهم رسید.
وی تصریح کرد: طرح نخست، احداث واحد تولید خمیر الکترود گرافیتی با سرمایهگذاری ۱۰ میلیون دلار است که یکی از نیازهای اساسی کشور محسوب میشود و تاکنون وارداتی بوده و اجرای آن موجب قطع وابستگی به واردات خواهد شد.
ملانوریشمسی افزود: طرح دوم، تولید فیلم و بستهبندی حرارتی برای لوازم آرایشی با سرمایهگذاری ۱۰ میلیون دلار است که این محصول نیز وارداتی بوده و اجرای آن علاوه بر تأمین نیاز داخلی، کیفیت و ظرفیت تولید کشور را ارتقا خواهد داد.
استاندار همدان با بیان اینکه هر دو پروژه در منطقه ویژه اقتصادی جهانآباد و شهرک صنعتی شوشاب ملایر اجرا خواهند شد، خاطرنشان کرد: عملیات اجرایی این طرحها بهزودی آغاز میشود.
ملانوریشمسی در ادامه گفت: تفاهمنامه سوم در راستای حمایت از فعالان صنایعدستی و تولیدات کارگاهی و خانگی استان همدان منعقد شد. بر اساس این تفاهمنامه که با یک مجموعه سرمایهگذاری دارای یک مرکز تجاری بزرگ در منطقه ۱۹ تهران امضا شد، ۱۱۰ واحد تجاری این مجموعه بهمدت یک سال بهصورت رایگان در اختیار استان قرار میگیرد تا فعالان صنایعدستی و کارگاهی بتوانند محصولات خود را در پایتخت عرضه کنند.
وی ادامه داد: این فرصت، علاوه بر ایجاد بازار فروش مناسب، زمینه توانمندسازی فعالان صنایعدستی و کارگاهی استان را فراهم میکند تا پس از پایان یکسال، مراکز عرضه دائمی در همدان و تهران ایجاد کنند.
استاندار همدان در پایان تأکید کرد: با اجرای این طرحها، ضمن قطع نیاز به واردات در برخی حوزههای کلیدی، رونق تولید و ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در استان و کشور رقم خواهد خورد.
تفقدودلجوئی شبکه جوانان رضوی شهرستان فامنین از خانواده شهید احمد زهره در چهارشنبههای امام رضایی صورت گرفت.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین» امروز چهارشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۴ در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت اعضای شبکه جوانان رضوی شهرستان با خانواده جوانترین شهید شهرستان شهید احمد زهره دیدار و گفتگو کردند.
به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس، اعضای شبکه جوانان رضوی شهرستان فامنین به همراه رئیس شورای شهر و رئیس بنیادشهید با حضور در منزل شهید احمد زهره با والدین این شهید ملاقات نمودند .
مسئول شبکه جوانان رضوی شهرستان در این دیدار خانواده شهدا را اسوه صبر و استقامت دانست و گفت: خانواده شهدا درس ایثار و صبر را از ائمه اطهار (ع)به خوبی آموختند و با تقدیم فرزندان خود در راه اسلام و شکیبایی و صبر، این امتحان الهی را پشت سر گذاشتند .
گفتنی است شهید احمد زهره در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۲ در قله کله قندی عراق به درجه رفیع شهادت نائل شده است.
اعتصاب غدا تحت عنوان "گرسنگی داوطلبانه"، کارزار جهانی جدیدی برای حمایت از مردم غزه است که در کنار اقداماتی مانند صدور بیانیه های محکومیت، برگزاری تظاهرات و تحریم، دامنه اعلام همبستگی با مردم غزه را گسترده تر کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از الجزیره، همزمان با وخامت فاجعه انسانی در نوار غزه تحت محاصره، گرسنگی و پویش «ما همه غزه هستیم... ما همه فلسطین هستیم» شیوه ایی متفاوت برای محکومیت تجاوز اسرائیل علیه غزه است تا اعلام همبستگی با مردم غزه به بیانیههای محکومیت یا سازماندهی تظاهرات محدود نماند بلکه از طریق سلاح «گرسنگی داوطلبانه» ابراز شود.
جنبش مردمی حمایت از غزه اعلام کرد که قرار است یک اعتصاب غذای جهانی در ۱۰۰ شهر عربی و غیر عربی در روزهای ۱۶ و ۲۳ سپتامبر جاری برگزار شود.
در اردن حرکت مردمی و سیاسی به شکل گسترده ای شکل گرفته به طوری که ۹ حزب سیاسی در کنار انجمن نویسندگان اردنی به این کارزار پیوسته اند و در امان پایتخت اردن و برخی استانها دفتری برای افراد مایل به ملحق شدن به این کارزار گشوده شده است.
از نگاه ناظران امور این تحرک اردنی تنها حرکت نمادین نیست بلکه پیامی آشکار با هدف شکستن سکوت و ناتوانی بین المللی و بیدار کردن وجدانهای خفته در برابر هولناک ترین جنایات علیه بشریت در دوره معاصر است.
مشارکت حزبی
احزاب شرکت کننده طیف گسترده با نگرش های متفاوت را دربرمی گیرد از حزب جبهه عمل اسلامی گرفته تا حزب کارگران و کمونیست و حزب خلق دموکراتیک و احزاب مدنی و ملی گرا که همگی روی موضوع فلسطین به عنوان یک اصل ملی اجماع دارند.
زمان آغاز اعتصاب یعنی سه شنبه ۱۶ سپتامبر تصادفی نبوده است بلکه روز مصادف با چهل و دومین سالگرد کشتار صبرا و شتیلا در سال ۱۹۸۲ است که یکی از هولناک ترین جنایات علیه آوارگان فلسطینی در لبنان رقم خورد.
یکی از اهداف این کارزار گره زدن وضعیت کنونی غزه به گذشته فلسطین و یادآوری دردهای متوالی است.
همچنین در اولین روز از هفته سوم سپتامبر اعتصاب غذای دوم در برابر دفتر سازمان ملل در امان خواهد بود که پیامی به دبیر کل این سازمان است. همزمان با آن فعالیت های مشابهی در دیگر کشورها برگزار خواهد شد تا نشان داده شود که آنچه در غزه رخ می دهد نه موضوعی داخلی بلکه منطقه ای انسانی و بین المللی است.
«رولی الحروب» دبیر حزب کارگران اردن در این باره گفت: دهها گروه سیاسی و سندیکایی و حزبی از سراسر جهان به اعتصاب ملحق شده اند تا سکوت، ترس،یاس و ناتوانی ملت های عرب و بسیاری از ملتهای آزاده دنیا در حمایت از غزه شکسته شود.
تحرک مردمی
الحروب افزود: اعتصاب غذای جهانی یک اقدام نمادین برای غزه و فلسطین و نجات از ورطه درماندگی است که اشغالگر اسرائیلی از آن خوشحال است و همواره به دنبال گسترش فرهنگ ترس، ناامیدی، تسلیم کردن دیگران در برابر ظلم خود بوده است.
وی تصریح کرد: ۹ حزب اردنی که به این پویش پیوستهاند، به همراه انجمن نویسندگان اردن، از ملتهای عرب و اسلامی و مردم سراسر جهان میخواهند به هر اقدامی که با هدف ابراز همبستگی با غزه و فلسطین انجام میشود، هر چقدر هم که کوچک یا نمادین به نظر برسد، بپیوندند.
«عبدالفتاح الکیلانی»، رئیس انجمن ملی حمایت از مقاومت نیز در مورد پویش گرسنگی داوطلبانه به الجزیره گفت، اعتصاب غذا تلاشی مردمی برای جلب توجه به جنایتی گرسنگی مردم غزه است که در مقابل دیدگان جهانیان در حال وقوع است.
وی تصریح کرد: اگر ما برای مقابله با این دشمن آماده نشویم، آنچه در غزه اتفاق میافتد بر همه پایتختهای عربی تأثیر خواهد گذاشت. این یک وظیفه و الزام است. دشمن به وضوح نیات تجاوزکارانه خود را اعلام میکند، در حالی که ما همچنان به توهمات راهحلهای مسالمتآمیزی که دشمن آن را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت، چسبیدهایم.
«علی ابو السکر»، از رهبران جبهه عمل اسلامی نیز گفت: آنچه امروز در غزه اتفاق میافتد «تکاندهنده و غیرقابل توصیف» است.
وی افزود: این عملیات کشتار جمعی توسط دشمن صهیونیستی با هدف آواره کردن همه مردم نوار غزه است. ما امروز علناً اعلام اعتصاب غذا کردهایم، با صبحانهای مختصر فقط شامل خرما و آب، اما این در مقایسه با آنچه در غزه اتفاق میافتد، هیچ است. غزه در حال نابودی، کشتار و آوارگی مردمش است.
ابو السکر تاکید کرد: احزاب اردنی بخش کوچکی از همبستگی گستردهتر اردن با مقاومت و مردم غزه را نشان می دهند. درست است که مشارکت تنها به ۹ حزب محدود شده است، اما تمام اردن و مردم آن در کنار غزه و برای غزه ایستادهاند.
سکوت جرم است
در میان شرکت کنندگان در دفتر مرکز حزب وحدت مردمی در امان، دانشجوی ۲۱ ساله ای به نام «ربی الجمال» حضور دارد که پس از ساعاتی از اعتصاب غذا بسیار خسته به نظر می رسید با این حال با قاطعیت درباره شرکت در اعتصاب جهانی صحبت کرد زیرا سکوت را جرم میداند
وی گفت: برادران ما در غزه محاصره و گرسنگی می کشند و من داوطلبانه یک روز گرسنگی کشیدم تا خودم و دیگران ظلم و گرسنگی و محرومیتی را که دو میلیون و نیم نفر در غزه تجربه می کنند، حس کنم.
وزیر امور خارجه در گفتوگوی تلفنی با وزیر امور خارجه فرانسه گفت: ایران همواره دیپلماسی را تنها راه برای حل و فصل موضوعات بینالمللی از جمله برنامه هستهای کشورمان دانسته و برای هرگونه راه حل منصفانه و متوازن که متضمن منافع متقابل باشد آمادگی دارد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه شب گذشته در تماس تلفنی با سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان، با ابراز نگرانی نسبت به روند تنشها، بر اهمیت حفظ فضای گفتگو و ضرورت بازگشت به مسیر دیپلماتیک تأکید کرد.
در این تماس، وزیر خارجه کشورمان فعالسازی سازوکار موسوم به اسنپبک از سوی کشورهای اروپایی در شورای امنیت را فاقد هرگونه وجاهت سیاسی و حقوقی، و اقدامی در جهت افزایش تنش و بحران دانست.
عراقچی همچنین بار دیگر بر ماهیت صرفاً صلحآمیز برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد و با یادآوری توافق اخیر بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت: جمهوری اسلامی ایران همواره دیپلماسی را تنها راه برای حل و فصل موضوعات بینالمللی از جمله برنامه هستهای کشورمان دانسته و برای هرگونه راه حل منصفانه و متوازن که متضمن منافع متقابل باشد آمادگی دارد.
دو طرف همچنین در این تماس، وضعیت روابط دوجانبه ازجمله موضوعات کنسولی میان دو کشور را مورد بررسی قرار داده و بر ضرورت تداوم تماسها و رایزنیهای دوجانبه تأکید کردند.
تیم فوتبال اینتر میامی با درخشش لیونل مسی در چارچوب هفته سیام رقابتهای فوتبال لیگ آمریکا موفق شد با نتیجه سه بر یک مقابل سیاتل ساندرز به برتری برسد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، تیمهای فوتبال اینتر میامی و سیاتل ساندرز بامداد امروز چهارشنبه در چارچوب رقابتهای لیگ فوتبال آمریکا به مصاف هم رفتند که در پایان، یاران لیونل مسی با برتری پرگل سه بر یک زمین مسابقه را ترک کردند.
شاگردان خاویر ماسکرانو که هفته گذشته شکست تلخی را تجربه کرده بودند، این بار از همان ابتدا توپ و میدان را در اختیار گرفتند و قدرت خود را به حریف دیکته کردند.
گلهای اینتر میامی در این دیدار توسط جوردی آلبا، لیونل مسی و فری به ثمر رسید. مسی علاوه بر گلزنی، یک پاس گل داد و با حرکات تکنیکیاش بارها خط دفاعی حریف را به هم ریخت تا ثابت کند در اوج آمادگی قرار دارد.
ستاره آرژانتینی در پایان مسابقه به عنوان بهترین بازیکن میدان شناخته شد و جایزه خود را از مسئولان برگزارکننده دریافت کرد.
در اندیشه مبلغان انجیلی، «بازگشت یهودیان» با بازگشت دوم مسیح و رستاخیز مردگان پیوند خورده بود و رخدادهای پیش یا پس از آن، با مسیحیشدن یهودیان همراه میشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، اواخر قرن نوزدهم درست در زمانی که فلسطین در آستانه دورهای جدید قرار داشت، سروکله «صهیونیسم» پیدا شد. صهیونیسم پدیدهای خارجی و بیگانه بود که در قرن شانزدهم در قامت یک پروژه مسیحی انجیلی در اروپا مجال عرض اندام پیدا کرد. شمار قابل توجهی از مسیحیان پروتستان معتقد بودند که بازگشت یهودیان به «صهیون» تحقق وعدههایی است که خداوند در عهد عتیق به یهودیان داده است. این امر زمینهساز ظهور دوم مسیح و آغازگر آخرالزمان خواهد بود، روندی که بسیاری از انجیلیها به دنبال تسریع آن بودند.
آنها اولین کسانی بودند که یهودیان را نه پیروان یک دین که اعضای یک ملت یا نژاد میدانستند. این عده بهویژه در ایالات متحده و بریتانیا فعال بودند و برخیشان مناصب بالایی داشتند.
«ایلان پاپه» (Ilan Pappe) مورخ اسرائیلی در کتاب «لابیگری برای صهیونیسم در دو سوی اقیانوس اطلس» نشان میدهد که چگونه بیش از یک قرن لابیگری نقشه خاورمیانه را دگرگون ساخت. لابیهای حامی رژیم اسرائیل توانستند سیاستمداران بریتانیایی و آمریکایی را متقاعد کنند تا چشم بر نقض آشکار حقوق بینالملل از سوی این رژیم ببندند، کمکهای نظامی بیسابقهای به آن اعطا و حقوق فلسطینیان را انکار کنند.
«ایلان پاپه» از برجستهترین «مورخان نوین» اسرائیلی به شمار میآید که با نگاههای انتقادیاش بهویژه درباره «روز نکبت» و آوارگی فلسطینیها شناخته میشود. او سالها در دانشگاه حیفا تدریس کرد و سپس بهدلیل فشارهای سیاسی به بریتانیا مهاجرت کرد. پاپه اکنون استاد تاریخ در دانشگاه «اکستر» و مدیر «مرکز اروپایی مطالعات فلسطین» است.
قصد داریم طی چند مطلب ترجمه فصل اول کتاب پاپه با عنوان «پیشگامان مسیحی صهیونیسم» را برای نخستین بار در ایران منتشر کنیم. بخشاول و بخشدوم پیشتر منتشر شدند. بخشسوم در ادامه آمده است:
«چارلز هنری چرچیل» کنسول بریتانیا در دمشق
سرهنگ چارلز هنری چرچیل برنامه داشت با جمعآوری دادخواستی از جامعه یهودیان ساکن سوریه و فلسطین، حمایت لازم را جلب کند و حتی پیش از مذاکره با امپراتوری عثمانی، به سراغ قدرتهای اروپایی برود. مونتفیوری منتظر ماند تا ببیند چرچیل تا کجا میتواند این طرح را پیش ببرد. این کنسول توانست رضایت محمدعلی پاشا را جلب کند یا دستکم، حاکم مصر مایل بود تا در اینباره بیشتر گفتوگو کند. اما این رضایت خیلی زود بیاهمیت شد، زیرا محمدعلی پاشا حکومت خود بر فلسطین را از دست داد.
شخصیت و اقدامات چرچیل شایسته توجه است، او پایههای چیزی را گذاشت که بعدها «اعلامیه بالفور» نام گرفت. چرچیل پیشنهاد داد که پروژه ایجاد یک دولت یهودی میتواند به فردی مانند خودش، یعنی یک «مقام دولتی» سپرده شود که مسئول هماهنگی میان «وزارت خارجه» و «کمیته یهودیان عهدهدار مذاکرات» باشد. درست است که در نهایت این نقش به او واگذار نشد اما همین روش بعدها بهکار گرفته شد.
در این دوران میتوان دو لابی متفاوت را در بریتانیا مشاهده کرد که بعضا با یکدیگر هماهنگ بودند. یکی لابی مذهبی بود که از فلسطین یهودی دفاع میکرد و انگیزههای فرجامشناسانه داشت و دیگری لابی سیاسی- راهبردی بود که خواهان فلسطینی تحت کنترل بریتانیا بود و انگیزههای ژئوپولیتیک داشت. موفقیت لابی نخست وابسته و در گرو قدرت لابی سیاسی بود.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، استراتژی رسمی بریتانیا حفظ تمامیت امپراتوری عثمانی بود و بنابراین هیچ برنامه واقعی و عملگرایانهای برای تشکیل «فلسطین بریتانیایی» وجود نداشت. لابی مذهبی میکوشید با اقلیتی از سیاستمداران عالیرتبه همکاری کند که مخالف این اجماع بوده و در واقع به فروپاشی عثمانی امید داشتند. آنها بخشی از لابی بزرگتری بودند که ایجاد «خاورمیانه بریتانیایی» بهجای «خاورمیانه عثمانی» را دنبال میکردند.
حتی وقتی سیاست رسمی بریتانیا همچنان بر حفظ عثمانی متمرکز بود، باز هم فضای کافی برای گسترش نفوذ امپراتوری در فلسطین وجود داشت. امروز با نگاهی به گذشته میتوان گفت همین نفوذ بود که در نهایت به ساخت بنیانهای فلسطین یهودی کمک کرد. روش اصلی برای افزایش نفوذ، گرفتن هر چه بیشتر «کاپیتولاسیونها» از عثمانی بود که شامل مجموعهای از امتیازها و مجوزهایی میشدند که دولت عثمانی تحت فشار لندن به شهروندان بریتانیایی میداد. در دوران اوج قدرت عثمانی، کاپیتولاسیونها قراردادهایی دوجانبه با دولتهای اروپایی بودند تا رفتوآمد و تجارت بازرگانان اروپایی آسانتر شود، اما بعدها به مجموعهای از امتیازات ویژه برای اتباع اروپایی در خاک امپراتوری بدل شدند.
«سر جورج گاولر» فرماندار استرالیای جنوبی
این امتیازات باعث شد که میسیونهای مسیحی بتوانند پروژههای خیریهای همچون بیمارستانها را پایهگذاری و گسترش دهند، جامعه محلی بریتانیایی را تقویت و هیاتهای اکتشافی برای بررسی و نقشهبرداری از کشور اعزام کنند. وجود سفرنامههای بریتانیایی متعدد از قرن نوزدهم نشاندهنده همین نفوذ فزاینده در داخل فلسطین است. همانطور که در آفریقا شاهد بودیم، اینگونه سفرنامهها و تحقیقات معمولاً پیشزمینه تصرفهای امپریالیستی هستند. بنابراین، سفر به این سرزمین و تصور «بازگشت یهودیان» به آن، ارتباطی تنگاتنگ با گسترش نفوذ بریتانیا در جهان عرب و بهطور خاص در فلسطین داشت.
برای آنکه بریتانیا بتواند متحدان اروپاییاش را متقاعد کند که جدا کردن فلسطین از دست امپراتوری عثمانی نهتنها ضرورتی راهبردی بلکه تکلیفی مذهبی است، لابیهای نوپای مسیحی و یهودی صهیونیسم نیاز داشتند افراد صاحبقدرت را بهخدمت گیرند تا به سیاستمدارانی دسترسی پیدا کنند که قادر به تحقق این چشمانداز بودند.
پیشتر با شفتسبری و چرچیل، دو تن از آنان آشنا شدیم؛ اما این دو تنها پیشگامان مسیحی صهیونیسم نبودند. افراد دیگری نیز از ایده بازگرداندن یهودیان به فلسطین پشتیبانی کردند که یکی از این چهرههای برجسته، «سر جورج گاولر»، قهرمان جنگ واترلو و فرماندار استرالیای جنوبی بود. او در استرالیا بهطور مستقیم از استعمار مهاجرنشین تجربه کسب کرده بود، همان الگویی که امپراتوری بریتانیا بعدها در فلسطین اجرا کرد.
گاولر در سال ۱۸۴۸ نوشت: «بسیار خوشحال خواهم شد اگر شاهد این باشم که یهودیان نیرومندی در آبادیهای کشاورزی فلسطین ساکن میشوند و بر فراز کوههای اسرائیل در برابر هر متجاوزی مقاومت میکنند. هیچ چیز در زندگی برایم باشکوهتر از آن نیست که سهمی در یاریرساندن به آنان در تحقق چنین امری داشته باشم.»
گاولر بسیار فراتر از پیشگامان اولیه گام برداشت. او «صندوق استعمار فلسطین» (نهادی برای تامین مالی اسکان یهودیان و ایجاد آبادیهای کشاورزی در فلسطین) را تاسیس کرد تا به نخستین مهاجران صهیونیست در سرزمین جدیدشان کمک کند.
لابیگران مسیحی و یهودی صهیونیسم از همان آغاز صدای خود را به گوش سیاستمداران رساندند و این تاکتیک همواره موفق عمل کرده است. درحالیکه جنبش ملی فلسطین حتی امروز نیز همچنان برای یافتن جای پایی در میان نخبگان سیاسی جهانی تقلا میکند.
«بنجامین دیزرائیلی» نخستوزیر وقت بریتانیا یکی از چهرههای مهمی بود که در این دوران به جمع حامیان صهیونیسم پیوست. او در سال ۱۸۷۷ مقالهای نوشت و پیشبینی کرد که در مدت ۵۰ سال، ملتی یهودی با جمعیتی یک میلیون نفری در فلسطین شکل خواهد گرفت. همانطور که اشاره شد، لابی زمانی بیشترین قدرت را داشت که آرزوی فلسطین یهودی با تمایل به فلسطین بریتانیایی یکی شود و دیزرائیلی در این مورد هر دو انگیزه را نمایندگی میکرد.
فارغ از آرزوی دیدن یهودیان در فلسطین، این سرزمین زمانی برای او اهمیت بیشتری پیدا کرد که بخش بزرگی از سهام «شرکت کانال سوئز» (شرکتی فرانسوی- مصری برای مدیریت پروژه حفاری و بهرهبرداری از کانال سوئز) را از فرانسویها خرید و کنترل عملیاتی شرکت را بهدست گرفت. دیزرائیلی همچنین در جستوجوی پیروزیهای امپریالیستی دیگری بود چرا که درگیریهای نظامی چندان به سود او پیش نمیرفتند. امپراتوری پس از پنج ماه نبرد و با تلفات انسانی چشمگیر توانست بر قبیله «زولوها» در آفریقای جنوبی پیروز شود و با اینکه در سال ۱۸۷۹ نیز در «جنگ دوم افغان و انگلیس» به موفقیت دست یافت، نماینده بریتانیا در کابل ترور شد.
در کنار سیاستمداران، پشتیبانی نویسندگان و اندیشمندان نیز بخش مهمی از این تلاش هماهنگ بود. یکی از شاخصترین چهرهها «جورج الیوت»، نویسنده انگلیسی بود که عمیقا از تربیت مسیحی انجیلی خود تاثیر پذیرفته بود. «دانیل دروندا» آخرین رمان او، اشتیاق به بازگرداندن یک دولت یهودی را بازتاب میدهد و قهرمان داستان تصمیم میگیرد زندگی خود را وقف این آرمان کند.
«جورج الیوت» نویسنده انگلیسی
گفته میشود کتاب الیوت «الیعزر پرلمان»، یک روشنفکر یهودی نامدار را «صهیونیست» کرد و او به همین جهت نام خود را به «الیعزر بنیهودا» تغییر داد. الیعزر بهعنوان پدر زبان عبری نوین شناخته میشود که به زبان مشترک نخستین مهاجران صهیونیست بدل گشت و بعدها زبان رسمی دولت رژیم اسرائیل (رژیم صهیونیستی) شد.
یکی دیگر از کسانی که بهعنوان نخستین لابیگران صهیونیسم ایفای نقش کرد، «چارلز هدون اسپرجن» کشیش بریتانیایی بود که سلسلهمراتب رسمی کلیسای انگلیکانی را به چالش کشید و اندیشه هزارهگرایی را در سراسر اروپا و فراتر از آن فراگیر ساخت. اسپرجن در اروپا به «شاهزاده واعظان» شهرت داشت.
«آینده یهودیان» دغدغه اصلی او نبود، اما اثرات کلیدیاش بر جنبش صهیونیسم قابل مشاهده است. برای بسیاری از مسیحیان صهیونیسم در سده نوزدهم، تأسیس یک دولت یهودی در فلسطین تاریخی، مأموریتی مذهبی بود. اندیشه اینکه یهودیان باید به فلسطین بازگردند و خانه خود را آنجا بنا کنند، حتی از سده هفدهم در میان برخی از مبلغان برجسته انجیلی رواج داشت. در اندیشه آنان، «بازگشت یهودیان» با بازگشت دوم مسیح و رستاخیز مردگان پیوند خورده بود و رخدادهای پیش یا پس از آن، با مسیحیشدن یهودیان همراه میشد.
اسپرجن این پرسش قدیمی مسیحیهای صهیونیست که «آیا یهودیان باید پیش از رستاخیز مسیحی شوند یا پس از آن؟» را کنار گذاشت. او نوشته است: «نمیخواهم تعیین کنم که کدام یک از این دو مقدم است. آنان باید بازگردند و باید ایمان بیاورند.»
«ادوین شرمن والاس»، کنسول آمریکا در بیت المقدس نیز چنین اندیشهای را در سر میپروراند. او حتی باور داشت که هم بومیان فلسطینی و هم یهودیان مهاجر باید مسیحی شوند. بااینحال، اولویت نخست او تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین بود، زیرا اعتقاد داشت تنها یهودیان در این سرزمین «حقوق ملی» دارند. والاس مینویسد: «یهود آرزوها و ایدههای ملی دارد. کجا به غیر از اینجا آرزوهای آن محقق و ایدههایش عملی خواهد شد؟»
لابیگری اولیه گاهی درون یک خانواده شکل میگرفت. خاندان «کازالت» از ستونهای لابی صهیونیسم مسیحی در بریتانیا بودند. «ادوارد کازالت» پدربزرگ صنعتگری بود که با تجارت با روسیه تزاری به ثروت رسید و بهعنوان یک مسیحی متعهد، از وضعیت یهودیان متأثر شد و برای اسکان آنان در فلسطین تبلیغ میکرد. تلاشهای او بعدها بهوسیله نوهاش «ویکتور کازالت» ادامه یافت، کسی که دوست نزدیک «حاییم وایزمن»، نخستین رئیسجمهوری [رژیم] اسرائیل بود و در تاریخنگاری صهیونیستی بهعنوان یک «صهیونیست غیریهودی» از او یاد میشود.
«لارنس آلیفنت» یکی دیگر از این صهیونیستهای غیریهودی فعال بود که حتی کوشید نخستین کلنی یهودی را در فلسطین بنا کند. او نماینده مجلس و پیرو لرد شفتسبری بود. آلیفنت تصمیم گرفت لابیگری برای صهیونیسم را با انتشار کتابی پی گیرد و آن را برای نمایندگان مجلس و وزیران دولت فرستاد. کتاب او «سرزمین جِلعاد» نام داشت و در آن از پارلمان بریتانیا خواسته بود به بازگرداندن یهودیان اروپای شرقی به فلسطین کمک کند.
آلیفنت نخستین لابیگری بود که به زندگی بومیان در فلسطین اذعان داشت و پیشنهاد داد در این خصوص الگوی استعمار مهاجرنشین که توسط آمریکا بهکار گرفته شده بود اجرا شود؛ یعنی راندن بومیان به «ذخیرهگاهها» و این پروژه را راهحل مناسبی برای مسئله جمعیت بومی فلسطین میدانست.
بومیان سرخپوست در «ذخیرهگاهها»
تاریخنگارانی مانند «دیوید سزارانی» این برهه را صرفا بخشی از تاریخ جامعه یهودی بریتانیا میدانند و این اندیشهها و ابتکارات را کماهمیت جلوه میدهند. اما من فکر میکنم این افکار ریشههایی عمیق بودند که در خاک رفتند و بعدها لابیگری صهیونیسم را تغذیه کردند؛ لابیای که با آگاهی کامل از فاجعهای که میآفرید و بیاعتنایی به پیامدهای آن، توانست حمایت نهادهای انگلیسی- یهودی را برای پروژه استعمار فلسطین جلب کند.
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا مفاهیم الاهیاتی یهودی- مسیحی که استعمار فلسطین را بهعنوان یک ضرورت مذهبی توجیه میکردند، صرفا پارهای از ایدههای انتزاعی و اسرارآمیز بودند؟ من معتقدم این مفاهیم نگرشهایی درباره ساکنان فلسطین بوجود آوردند که اثرات قدرتمند آن هنوز هم برجا مانده است.