
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از خبرگزاری «سما» فلسطین، این جنبش تأکید کرد که نتانیاهو با بیتوجهی کامل به ابتکارهای میانجیگران، نهتنها هیچ عزم واقعی برای آزادی اسرای اسرائیلی ندارد بلکه خود بزرگترین مانع دستیابی به هرگونه توافق محسوب میشود.
به گفته حماس، آنچه تلآویو آغاز کرده تکرار همان طرحهای شکستخورده پیشین است؛ طرحهایی که هرگز نتوانستند اهداف اشغالگرانه را محقق کنند و این بار نیز اشغال غزه به رویای دستنیافتنی دیگری برای اسرائیل تبدیل خواهد شد.
حماس در پایان خواستار آن شد که طرفهای میانجی بیشترین فشار را بر رژیم اشغالگر وارد کنند تا به کشتار، محاصره و سیاستهای گرسنهسازی علیه مردم فلسطین پایان دهد.
سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد: نیروهای ما اکنون در راستای اجرای عملیات ارابههای گدعون در اطراف شهر غزه در حال انجام مأموریت هستند.
وی همچنین گفت: ما حملات علیه حماس در شهر غزه را تشدید خواهیم کرد و اجرای عملیات مقدماتی برای شروع این حملات را آغاز کردهایم.
«اسرائیل کاتس»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، طرح حمله به شهر غزه را که توسط «ایال زمیر»، رئیس ستاد و تیم فرماندهی ارشد ارتش اسرائیل به او ارائه شده بود، تصویب کرد و آن را عملیات «ارابههای گدعون۲» نامید.
کاتس با تأکید بر اینکه طرح کنونی ادامه عملیات «ارابههای گدعون» است، مدعی شد: مرحله اول این عملیات منجر به شکست جنبش حماس و تسلط ارتش بر ۷۵ درصد از نوار غزه شد و زیرساختهای زیرزمین و روی زمین حماس را از بین برد.
به گفته وی، عملیات کنونی نیز با هدف شکست حماس، فراهمکردن شرایط برای پایان دادن به جنگ، در عین حال آزادی همه اسرا، خلع سلاح حماس و تبعید چهرههای ارشد آن، غیرنظامی کردن غزه، تأمین فضای امنیت شهرکهای صهیونیستی و حفظ آزادی عمل ارتش در غزه آغاز میشود.
رژیم صهیونیستی در حالی مرحله دوم عملیات ارابههای گدعون را شروع میکند که عمده مقامات امنیتی و نظامی صهیونیستی و ۷۱ درصد از اسرائیلیها خواهان پایان جنگ غزه و توافق با حماس برای آزادی اسیران هستند.
همچنین سران نظامی و امنیتی بارها با هشدار اینکه طرح اشغال شهر غزه نیز مانند سلسله عملیات گذشته شکست خواهد خورد، اذعان کردهاند که غزه مانند افغانستان و ویتنام برای آمریکا به باتلاقی برای اسرائیل تبدیل شده است.
در همین ارتباط، «عامیت هالوی»، نماینده کنست و عضو کمیته امور خارجی و دفاعی رژیم صهیونیستی نیز امروز نسبت به شکست طرح اشغال شهر غزه هشدار داد و افزود: مرحله دوم عملیات ارابههای گدعون مانند مرحله اول شکست خواهد خورد و بهای سنگینی را بر اسرائیل تحمیل خواهد کرد و همچنین ارتش به اهداف تعیینشده دست نخواهد یافت.
علاوه بر این، نامگذاری طرح اشغال شهر غزه به «ارابههای گدعون۲» توسط وزیر جنگ مورد تمسخر کاربران صهیونیستی شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
در همین حال، «صیون نانوس»، خبرنگار شبکه ۱۲ در کانال تلگرامی خود با تأکید بر شکست مرحله اول عملیات نوشت: عملیات ارابههای گدعون «یک» منجر به شکست حماس شد و اکنون ما به سراغ عملیات ارابههای گدعون ۲ با هدف شکست حماس میرویم. این یک شوخی نیست، بلکه بیانیه رسمی وزارت جنگ است.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از شبکه سی ان ان به نقل از این نظامی که در نوار غزه خدمت کرده، افزود، هنوز درباره جنگی صحبت میکنیم که قرار بود مدتها پیش به پایان برسد و وضعیت بسیار شوکهکننده است.
وی همچنین افزود تصمیم به اشغال غزه به معنای حکم اعدام برای اسرای اسرائیلی بوده و تحقق هدف نابودی حماس امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر دان حالوتس، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل نیز به شبکه سی ان ان گفت: تمام سربازان ذخیره برای اعزام به غزه پاسخ نخواهند داد و برنامههای مربوط به این عملیات منطقی نیست.
به گزارش ایرنا، سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد: نیروهای ما اکنون در راستای اجرای عملیات ارابههای گدعون در اطراف شهر غزه در حال انجام مأموریت هستند.
وی همچنین گفت: ما حملات علیه حماس در شهر غزه را تشدید خواهیم کرد و اجرای عملیات مقدماتی برای شروع این حملات را آغاز کردهایم.
«اسرائیل کاتس»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، طرح حمله به شهر غزه را که توسط «ایال زمیر»، رئیس ستاد و تیم فرماندهی ارشد ارتش اسرائیل به او ارائه شده بود، تصویب کرد و آن را عملیات «ارابههای گدعون۲» نامید.
کاتس با تأکید بر اینکه طرح کنونی ادامه عملیات «ارابههای گدعون» است، مدعی شد: مرحله اول این عملیات منجر به شکست جنبش حماس و تسلط ارتش بر ۷۵ درصد از نوار غزه شد و زیرساختهای زیرزمین و روی زمین حماس را از بین برد.
به گفته وی، عملیات کنونی نیز با هدف شکست حماس، فراهمکردن شرایط برای پایان دادن به جنگ، در عین حال آزادی همه اسرا، خلع سلاح حماس و تبعید چهرههای ارشد آن، غیرنظامی کردن غزه، تأمین فضای امنیت شهرکهای صهیونیستی و حفظ آزادی عمل ارتش در غزه آغاز میشود.
رژیم صهیونیستی در حالی مرحله دوم عملیات ارابههای گدعون را شروع میکند که عمده مقامات امنیتی و نظامی صهیونیستی و ۷۱ درصد از اسرائیلیها خواهان پایان جنگ غزه و توافق با حماس برای آزادی اسیران هستند.
همچنین سران نظامی و امنیتی بارها با هشدار اینکه طرح اشغال شهر غزه نیز مانند سلسله عملیات گذشته شکست خواهد خورد، اذعان کردهاند که غزه مانند افغانستان و ویتنام برای آمریکا به باتلاقی برای اسرائیل تبدیل شده است.
در همین ارتباط، «عامیت هالوی»، نماینده کنست و عضو کمیته امور خارجی و دفاعی رژیم صهیونیستی نیز امروز نسبت به شکست طرح اشغال شهر غزه هشدار داد و افزود: مرحله دوم عملیات ارابههای گدعون مانند مرحله اول شکست خواهد خورد و بهای سنگینی را بر اسرائیل تحمیل خواهد کرد و همچنین ارتش به اهداف تعیینشده دست نخواهد یافت.
علاوه بر این، نامگذاری طرح اشغال شهر غزه به «ارابههای گدعون۲» توسط وزیر جنگ مورد تمسخر کاربران صهیونیستی شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
در همین حال، «صیون نانوس»، خبرنگار شبکه ۱۲ در کانال تلگرامی خود با تأکید بر شکست مرحله اول عملیات نوشت: عملیات ارابههای گدعون «یک» منجر به شکست حماس شد و اکنون ما به سراغ عملیات ارابههای گدعون ۲ با هدف شکست حماس میرویم. این یک شوخی نیست، بلکه بیانیه رسمی وزارت جنگ است.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از وطن امروز،
امیرعباس نوری: این ضرورت که در شرایط فعلی کشور، حفظ و تقویت همبستگی و انسجام ملی یک الزام و تکلیف همه کنشگران و فعالان سیاسی و رسانهای است، محل مناقشه نیست. نباید کمترین تردیدی در این اصل مهم و تکلیف فراگیر وارد شود. پیگیری اختلافات و همینطور بگومگوهای سیاسی بویژه درباره سیاست خارجی، سم مهلکی برای وضعیت فعلی کشور است.
بنابراین در شرایط فعلی، بویژه رسانهها باید ضمن پایبندی به لوازم همبستگی و انسجام ملی، در حفظ و تقویت آن هم بکوشند.
در این بین، یکی از اقداماتی که لازم است نسبت به آن اهتمام شود، تبیین و حراست از ماهیت و محتوای این همبستگی ملی است.
در راستای تبیین همبستگی ملی، باید نسبت به مختصات فکری و تحلیلی این جامعه همبسته و یکصدا، اهتمام ویژه داشت. بویژه باید نسبت به دلایل این انسجام ملی و همینطور مفاهیم و پیامهای آن مقید بود. بنابراین در ادای تکلیف حفاظت و تقویت همبستگی ملی، باید نهایت تلاش و دقت را برای جلوگیری از به انحراف کشاندن مفاهیم و پیامهای صدای ملت، بکار برد. به عنوان نمونه، یکی از اقداماتی که کنشگران سیاسی - رسانهای باید در راستای ادای تکالیف خود در اینباره انجام دهند، مقابله با ایدهها و اندیشههایی است که به هر شکل میتواند این انسجام ملی را تبدیل به انشقاق و اختلاف کند.
در چنین مواقعی، پرداختن به این موضوع، نهتنها به معنای بیتوجهی به همبستگی ملی و تمرکز بر اختلافات نیست، بلکه دقیقا به معنای حراست از صدای ملت و مطالبه ملی است.
* باجگیری به اسم مردم!
یکی از موارد و مصادیق بیتوجهی به همبستگی و انسجام ملی، اقدام عناصر و چهرههای منتسب به جریان اصلاحطلب و همینطور حسن روحانی در روزهای پس از توقف جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است. بیانیه ۱۸۰ نفر از چهرههای سیاسی و اقتصادی، بیانیههای جبهه اصلاحات بویژه بیانیه انتقادی از مصوبه مجلس درباره تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همینطور اظهارنظرهای روحانی درباره سیاست خارجی نظام و سیاستهای منطقهای بویژه در قبال جبهه مقاومت، از جمله اقداماتی است که محتوای آنها نهتنها در تقابل با ماهیت همبستگی و انسجام ملی است، بلکه عملا تلاشی برای انحراف در مطالبات و خواستههای جامعه ارزیابی میشود. در همه این موارد، ایدهها و پیشنهاداتی مطرح شده که اساس آنها بازنگری و تغییر سیاستهای جمهوری اسلامی است. در این بیانیهها و اظهارات، به گونهای وانمود شده که گویی، عامل وضعیت فعلی و شرایط کنونی کشور، سیاستهای نظام بویژه در حوزه سیاست خارجی است و اکنون وقت اعمال تغییر در این سیاستها است. به عنوان مثال، روحانی به بهانه احتمال حمله مجدد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، از ضرورت تدوین استراتژی نوین ملی گفته، مجموعهای از بایدها و نبایدها را مطرح کرده و در نهایت نظام را موظف به تغییر سیاستهای داخلی و خارجی خود کرده است.
اظهارات روحانی بهگونهای بوده که در رسانههای غربگرا، تحت عنوان ضرورت اتخاذ تصمیمات سخت جمهوری اسلامی منعکس شده است.
یکی از نکات قابل تامل درباره این رفتار، تلاش آنها برای گنجاندن مطالبات و اهداف سیاسی خود به عنوان مطالبه ملت است. یعنی هر کدام از این طیفها و افراد، به بهانه جنگ، تلاش کردهاند پروژههای سیاسی خود را پیگیری کنند و جالب آنکه هر کدام مدعی هستند این مسائل و موارد، مطالبات جامعه از حاکمیت است.
بدون تردید وقوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و اهداف اعلامشده توسط آنها درباره این جنگ، سبب میشود تدابیر و سیاستهای جدیدی در داخل کشور چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی اندیشیده و اعمال شود. بویژه با توجه به رفتار هوشمندانه و نجیبانه اکثریت مردم در مقابل متجاوز و ایستادگی آنها در کنار حاکمیت علیه دشمن متجاوز، اعمال سیاستهای جدید داخلی هم در راستای قدردانی از مردم و هم جهت حفظ این همبستگی و کاهش شکافها و موارد اختلافی ضروری است. کما اینکه مواضع و اظهارات مقامات ارشد نظام نیز گویای همین مهم است. با این وجود اما سوءاستفاده از این شرایط در راستای تحمیل مطالبات و اهداف سیاسی یا به تعبیر بهتر، باجگیری از نظام در این شرایط، نهتنها مورد قبول نیست، بلکه همانگونه که گفته شد، هم مطالبه عمومی نیست و هم در راستای تقابل با ماهیت همبستگی و انسجام ملی و به انحراف کشاندن محتوا و پیامهای آن ارزیابی میشود.
* باید از اشتباهات عبرت گرفت
اکنون در شرایط حساس کشور، اتخاذ تدابیر و اعمال سیاستهای جدید هم در قبال مسائل داخلی و هم در قبال مسائل خارجی، یک ضرورت است. قاعدتا یکی از ارکان این تدابیر و سیاستهای جدید، اصلاح سیاستهای اشتباه گذشته و تقویت تدابیر و سیاستهای درست و منطقی است.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به وضوح نشان داد کدام سیاستها و تدابیر کشور درست و موثر بوده و کدام اشتباه و هزینهساز. قاعدتا در راستای اتخاذ تدابیر و سیاستهای جدید، باید این گزاره مهم در نظر گرفته و اعمال شود.
در قبال این موضوع، همه جریانها و نحلههای فکری، باید صادقانه به میدان آمده و دستکم نسبت به خطاهای خود اعتراف کرده و از پیشگاه ملت عذرخواهی کنند. اتفاقا همین بیانیهنویسها و امثال حسن روحانی جزو کسانی هستند که اگر قرار است درباره برونرفت از وضعیت فعلی، صادقانه اظهارنظر کرده و پیشنهاداتی ارائه دهند، باید ابتدا نسبت به خطاها و اشتباهات خود که در این جنگ به طرز محسوس و ملموسی برای همه ملت آشکار شد، اعتراف و عذرخواهی کنند. قطعا بدون پذیرفتن این خطاها و عذرخواهی از نظام و مردم، مواضع و ادعاهای این افراد در تحلیل اوضاع و پیشنهادات آنها برای برونرفت از این وضعیت، فاقد اعتبار و ارزش است. اینکه این افراد بدون اشاره به نقش خود و سیاستها و تصمیماتشان در پیدایش چنین وضعیتی، به صورت یکجانبه نظام را متهم کنند، مطلقا پذیرفتنی نیست.
یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، اثبات گزارهها و مبانی سیاستهای نظام هم در قبال سیاست بینالملل و هم سیاستهای منطقهای، بویژه در قبال ایده جبهه مقاومت بود.
دستکم طی ۲ دهه اخیر که موضوع مذاکره با آمریکا و اروپا درباره برنامه هستهای، تبدیل به مهمترین موضوع و مساله کشور شده بود، سالها و بارها رهبر انقلاب گوشزد کردند مبنای هر نوع مذاکره باید بر بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل باشد. بارها و به دفعات اعلام شد مطلقا نباید به طرف آمریکایی اعتماد کرد و خوشبین بود. دهها و صدها جمله از رهبر انقلاب میتوان آدرس داد که ایشان نظم و نظام غربی حاکم بر دنیا را استکباری و ناعادلانه دانستند و تأکید کردند در کنار توجه و استفاده از ابزار دیپلماسی، راه غلبه بر مشکلات تکیه بر توان، ظرفیت و قدرت درونزا است.
با این حال اما از سوی جریان غربگرای داخلی و به صورت مشخص در دولت روحانی، مذاکره به عنوان تنها راه رفع مشکلات اقتصادی عنوان شد و شوربختانه قول و قرار شفاهی مقامات آمریکایی به عنوان تضمین قراردادهای فیمابین تلقی شد! نهایتا برجام به نماد و مصداق تام و تمام اشتباه اعتماد به آمریکا تبدیل شد. هر چند امثال روحانی هرگز حاضر به پذیرش آن نشدند و حتی با وجود خروج یکجانبه آمریکا از برجام، باز هم به ایده تکیه بر قدرت داخلی و همینطور دیپلماسی متوازن برای استفاده از ظرفیت همسایگان و شرق و سایر نقاط دنیا بیتوجهی شد. با وجود تجربه برجام و تاکید رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت عبرت گرفتن از این اشتباه اما جریان غربگرا باز هم مذاکره را به عنوان تنها راه غلبه بر مشکلات اقتصادی قلمداد کرد. البته اینجا مساله و اختلاف اصلی، مذاکره یا عدم مذاکره نبود، چرا که نظام هیچگاه با اصل و اساس مذاکره مخالفتی نکرد. یکی از اختلافات اصلی، بر سر نوع و نحوه مذاکره بود. جریان غربگرا، مذاکره را مسیری برای جلب نظر و رضایت طرف غربی پنداشته است. در مقابل این دیدگاه، بارها تاکید شد استفاده درست از ابزار مذاکره، با افزایش قدرت درونی و توسعه توان بازدارندگی محقق میشود. اینجا یکی از نقاط تزاحم این ۲ دیدگاه بود. یک طرف قدرت دفاعی کشور را مانعی بر سر راه جلب رضایت طرف آمریکایی و اروپایی میدانست اما طرف دیگر، قدرت دفاعی و توان بازدارندگی را اهرم فشار برای کسب امتیاز از طرف مقابل میدانست. در این بین اما به مرور مشخص شد علت اختلاف ساختاری و مبنایی میان این ۲ دیدگاه، تفاوت نگرش آنها به مقوله امنیت ملی و از آن مهمتر، ماهیت تقابل آمریکا و اروپا با برنامه هستهای ایران بود. جریان غربگرا معتقد بود دلیل تقابل آمریکا و اروپا با ایران، نگرانی آنها از کاربردهای نظامی برنامه هستهای است و در صورتی که به آنها تضمینهای عملی داده شود، این تقابل رفع خواهد شد. آنها همچنین معتقد بودند - و هستند - برای رفع نگرانی غرب، حتی میتوان محدودیتهایی در برنامه دفاع موشکی ایران نیز اعمال کرد. کار به جایی رسید که مرحوم رفسنجانی آن توئیت جنجالی را منتشر کرد و نوشت: «دنیای آینده، دنیای گفتمانهاست، نه موشکها». این موضعگیری رفسنجانی که در بحبوحه طرح موضوع اعمال محدودیتهای موشکی ایران برای حصول توافق هستهای عنوان شد، تبیین بسیار شفاف نگرش جریان غربگرا نسبت به ماهیت تقابل غرب با ایران بود. اما در مقابل، دیدگاه دوم، معتقد بود ریشه دشمنی آمریکا و اروپا با ایران، ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران است. بر همین اساس، مولفههای قدرتآفرین مانند برنامه هستهای، توان دفاعی و بازدارندگی ایران، هدف دشمن قرار گرفته است. رهبر انقلاب در همین راستا بارها تاکید کردند موضوعاتی مانند برنامه هستهای بهانه است و در صورتی که آنها به هدف خود درباره برنامه هستهای ایران برسند، سراغ دیگر موضوعات خواهند رفت.
از سوی دیگر، جریان انقلابی بارها هشدار داد تقابل در موضوع هستهای، اساسا یک موضوع امنیتی است. برخلاف غربگرایان که معتقد بوده - و هستند - رفع نگرانی غرب درباره موضوعات هستهای و موشکی، پایان تقابل و دشمنی آنها و آغاز لغو تحریمها و گشایش اقتصادی است، منتقدان دولت روحانی بارها هشدار دادند برچیده شدن برنامه هستهای و همینطور اعمال محدودیت در برنامه دفاع موشکی و همچنین عدم حمایت از جبهه مقاومت که باعث کاهش توان بازدارندگی ایران میشود، نهتنها به معنای پایان دشمنی و خصومت غرب نیست، بلکه به مثابه فراهم شدن شرایط برای حمله نظامی آنها به ایران است. در خلال مذاکرات دولت روحانی با آمریکا و اروپا، بارها هشدار داده شد ماهیت این مذاکرات اساسا امنیتی است، نه اقتصادی صرف. در آن مقطع، اختلاف نظرها در واقع صحنه تقابل ۲ جهانبینی مختلف نسبت به غرب و نظام حاکم بر دنیا بود.
یک طرف معتقد به پذیرش نظم جهانی و مناسبات و ساختارهای آن و نهایتا هضم شدن در آن بود و طرف دیگر، معتقد بود ضمن استفاده از اهرمهای دیپلماتیک و تعاملها و نرمشهای بهنگام نسبت به غرب، اهتمام و تمرکز ایران باید بر افزایش و تقویت ساخت درونی قدرت، اعم از توان دفاعی و بازدارندگی، اقتصاد درونزا و همینطور استفاده از ظرفیتهای خارجی در چارچوب دیپلماسی متوازن قرار گیرد.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، به وضوح نشان داد کدام یک از این دیدگاهها منطقی و واقعبینانه بود. مذاکرات هستهای در واقع پوششی برای تحقق حمله غافلگیرانه علیه ایران بود. در حالی که ایران صادقانه وارد مذاکرات شده بود اما طرف آمریکایی رفتاری غیرصادقانه و مافیایی از خود نشان داد. به تعبیری نتانیاهو و ترامپ با حمله ۲۳ خرداد به ایران، میز مذاکره را بمباران کردند. البته تعبیر دقیقتر این است که این جنگ، بمباران و موشکباران نگرشها و راهبردهای جریان غربگرا در ایران بود.
در خلال جنگ، قوانین، قواعد و ساختارهای بینالمللی از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا زیر پا گذاشته شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماهیت و کارکرد واقعی خود برای نظم آمریکایی را نشان داد و رسما تبدیل به بازوی عملیاتی - اطلاعاتی متجاوزان شد. ترور فرماندهان ایرانی مغایر همه قوانین و آییننامهها و قواعد جنگی بود. کشتار نزدیک به ۱۱۰۰ ایرانی که بیش از ۷۰ درصد آنها غیرنظامیان و کودکان، زنان و مردم بیگناه بودند، نقض آشکار قوانین بینالمللی بود. همه غرب نهتنها این جنایات را محکوم نکردند، بلکه از متجاوز نیز حمایت کردند. شاید بهترین تعبیر درباره این رفتار غرب را «فردریش مرتز» مطرح کرده باشد که گفت اسرائیل دارد اقدامات کثیفی را به نیابت از ما انجام میدهد. اشاره صدراعظم آلمان به زیر پا گذاشته شدن همه قوانین و قواعد و سازوکارهای بینالمللی و همینطور پشت پا زدن به هنجارها و ارزشهای ادعایی غرب بود.
به هر حال، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به وضوح نشان داد اعتماد به غرب و نظام غربی حاکم بر دنیا، یعنی فراهم کردن شرایط برای خطر موجودیتی علیه خود.
این یکی از درسهای مهم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود که باید در سیاستها و تدابیر پیش رو مد نظر قرار گیرد. البته قاعدتا انتظار است امثال روحانی و اصلاحطلبان به خاطر ذهنیت و تصورات اشتباه خود در این زمینه که قطعا موجب فرصتسوزی علیه کشور شد، در پیشگاه مردم شرمنده باشند. تصور کنید بر اساس دیدگاه پدر معنوی حسن روحانی یعنی مرحوم رفسنجانی، توان موشکی ایران نیز مورد معامله قرار میگرفت، آنگاه چه اتفاقی برای امنیت کشور میافتاد؟ کشور در مقابل رژیم جنایتکار صهیونیستی کاملا بیدفاع میشد. هم نتانیاهو و هم ترامپ تصریح کردند هدف آنها از جنگ، براندازی جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین، این تصور که در صورت حل موضوع هستهای، جنگی صورت نمیگرفت، ابلهانه است. اگر به واسطه تصور جریان هاشمی، توان دفاعی کشور معامله میشد، سرنوشت ایران در جنگ اخیر چه میشد؟
اینها واقعیاتی است که نمیتوان براحتی از کنار آنها گذشت. کسانی که چنین تصورات سادهلوحانهای داشتند و قرار بود کشور را به مسلخ ببرند، الان باید هم شرمسار باشند و هم در پیشگاه مردم عذرخواهی کنند و هم البته فعلا اعتبار سخن گفتن و پیشنهاد دادن را نداشته باشند؛ چه برسد به اینکه با گستاخی از تدوین استراتژی ملی سخن بگویند!!
* این هم نه غزه، نه لبنان
غیر از افشای ماهیت دشمنی غرب با ایران، یکی دیگر از واقعیتهای بسیار مهمی که در جنگ اخیر برای همه بویژه مردم ثابت شد و نقش بسیار مهمی در واقعبینانه شدن نگرش مردم داشت، تاثیر سیاستهای منطقهای ایران بویژه جبهه مقاومت در توان بازدارندگی ایران بود. حسن روحانی در اظهارات اخیر خود مدعی شد در چند مقطع بویژه پس از سقوط پهپاد گلوبال هاوک، احتمال جنگ بسیار زیاد شده بود. او در واقع میخواست این ادعا را مطرح کند که سیاستهای او مانع جنگ شد اما واقعیت این است که یکی از مهمترین عواملی که باعث جنگ علیه ایران شد، وضعیت جبهه مقاومت در منطقه بود.
پس از نزدیک به ۲ سال نبرد ناعادلانه، رژیم صهیونیستی توانست رهبران و فرماندهان مقاومت در غزه و لبنان را به شهادت برساند. در سوریه نیز با سقوط اسد، رژیم صهیونی احساس کرد به تعبیر خود حلقه آتش پیرامونیاش تضعیف شده است. پس از آن بود که موضوع حمله به ایران جدی شد. نتانیاهو نیز بارها مدعی شده بود وضعیت جبهه مقاومت در غزه، لبنان و سوریه باعث شد شرایط برای حمله به ایران فراهم شود.
بنابراین کاملا پیداست دلیل اصلی حمله رژیم صهیونیستی به ایران، وضعیت متفاوت جبهه مقاومت نسبت به گذشته بود. در زمان سقوط پهپاد آمریکایی، قطعا وضعیت جبهه مقاومت در جلوگیری از این حمله موثر بود و عدم حمله اساسا هیچ ربطی به روحانی نداشته است.
نکته دیگر اینکه، همین دولت روحانی نسبت به سیاستهای منطقهای ایران منتقد بود. کما اینکه در مذاکرات منتهی به برجام نیز حامیان دولت روحانی خواستار آن بودند ایران سیاستهای خود در قبال مقاومت را تغییر دهد تا مذاکره به نتیجه برسد. اینها اساسا همان جریان «نه غزه، نه لبنان» بودند که به صورت رسمی و علنی خواستار عدم حمایت ایران از مقاومت شدند. در جریان جنگ سوریه و حضور ایران و جبهه مقاومت برای تاراندن تروریستها، مقامات دولت حسن روحانی و نزدیکانش بارها از این سیاست ایران انتقاد کرده و مدعی بودند ایران باید در سیاستهای منطقهای خود بویژه درباره مقاومت تجدیدنظر کند. آنها همچنین مدعی بودند حمایت ایران از مقاومت یکی از دلایل تقابل آمریکا علیه ایران است و برای عادیسازی روابط با آمریکا، جبهه مقاومت هم باید در کنار برنامه هستهای و موشکی، روی میز گذاشته شود.
اما در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه برای همه به وضوح اهمیت جبهه مقاومت به عنوان خاکریز ایران مشخص شد؛ بویژه سوریه. رژیم صهیونیستی پس از سقوط بشار اسد، تصمیم خود برای حمله به ایران و حتی تغییر نوع حمله را اتخاذ کرد. اولا در حمله به ایران، آسمان سوریه به محلی برای سوخترسانی به جنگندههای رژیم صهیونیستی تبدیل شد. ثانیا در صورت بقای اسد در قدرت و حضور ایران در سوریه، بویژه یگانهای پهپادی و موشکی، قطعا رژیم امکان حمله به ایران را نداشت. این موضوع مهم در جنگ ۱۲ روزه برای مردم کاملا مسجل شد. کما اینکه پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، برخی کنشگران سیاسی - رسانهای وابسته به اصلاحطلبان اعتراف کردند درباره حمایت ایران از مقاومت، بویژه سوریه، اشتباه فکر میکردند و البته اذعان کردند سیاست و تدابیر نظام در این باره کاملا درست و دوراندیشانه بوده است.
به هر حال، یکی دیگر از مواردی که تصورات و دیدگاههای غربگراهای داخلی، اعم از اصلاحطلبان و حسن روحانی را بیاعتبار کرد، اهمیت جبهه مقاومت در ارتقای توان بازدارندگی ایران بود. به همین خاطر، این موضوع نیز جزو مواردی است که این افراد و این جریان باید به خاطر آن عذرخواهی کنند.
* مردم میدانند؛ خودتان را اصلاح کنید
یکی از گزارههای مهم درباره همبستگی و انسجام ملی شکلگرفته در خلال جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، واقعگرایی افکار عمومی نسبت به مقوله امنیت و همینطور سیاست خارجی است. کاملا پیداست مردم پس از وقوع جنگ، تا حدود زیادی به درستی سیاستهای جمهوری اسلامی در قبال غرب و همینطور تقویت بنیه دفاعی کشور پی بردهاند. این موضوعی است که حتی معتبرترین ژورنالهای دنیا نیز به آن توجه نشان دادهاند. به عنوان نمونه فارن پالیسی در هفتههای اخیر مقالهای بسیار مهم منتشر کرد. در این مقاله تصریح شده بود جوانان ایرانی که طی ۲ دهه اخیر نسبت به سیاستها و شعارهای جمهوری اسلامی، بویژه در حوزه سیاست خارجی، بیاعتقاد شده بودند و حتی نسبت به این سیاستها و مبانی نظری آن انتقاد داشتند، پس از جنگ ۱۲ روزه و آشکار شدن واقعیتهای آمریکا و غرب، نهتنها نسبت به درستی سیاستهای جمهوری اسلامی پی بردند، بلکه اکنون ضمن طرفداری از دیدگاههای آیتالله خامنهای، خواستار تقویت و تحکیم این دیدگاهها بویژه تقویت جبهه مقاومت شدهاند. مقاله فارن پالیسی البته در همه رسانههای اصلاحطلب و حامیان روحانی سانسور شد اما این واقعیتی نیست که آنها بتوانند منکر آن شوند.
راه مردم و صدای مردم کاملا مشخص است. مردم بسیاری از واقعیات را فهمیدهاند. بویژه یک نگرش کاملا واقعبینانه نسبت به مسائل اصلی ۲ دهه اخیر ایران پیدا کردهاند؛ همان مسائلی که امثال روحانی و اصلاحطلبان با طرح ایده مذاکره توانستند به قدرت برسند.
واقعیت اما این است که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، همه ایدهها و پیشنهادات امثال روحانی درباره گشایش اقتصادی را بیاعتبار کرد. نهتنها مشخص شد آن سیاستها باعث بهبود وضعیت اقتصاد نشده است، بلکه ثابت شد آن ایدهها خلاف امنیت ملی و زمینهساز جنگ نیز بوده است.
بنابراین واقعیت این است یکی از مهمترین تجربیات و درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، بیاعتبار شدن جریان اصلاحطلب و امثال آقای روحانی است. روحانی طی ۱۲ سال گذشته صرفا یک ایده داشته و آن مذاکره با غرب و جلب رضایت آن از طریق عقبنشینی نسبت به برخی مولفههای دفاعی و بازدارندگی ایران بوده است. در واقع ریشه مواضع و ایدههای روحانی دست بردن به جیب امنیت و قدرت دفاعی برای اقتصاد بود. ایدهای که مشخص شد از اساس اشتباه و پرهزینه بود. به عبارتی جنگ معلوم کرد امثال حسن روحانی و اصلاحطلبان واقعیات دنیا را نفهمیدهاند.
در چنین شرایطی، آیا آنها نباید از گذشته خود درس گرفته و در قبال مواضع و سیاستهای گذشته خود تجدیدنظر کنند؟ قطعا آنها نیاز جدی به بازنگری در مواضع و سیاستهای خود دارند. به جای طلبکار شدن و توصیه به نظامی که جنگ، درستی مواضع و دیدگاههایش را ثابت کرد، قطعا لازم است آنها مواضع غلط و هزینهساز خود را اصلاح کنند؛ البته پس از عذرخواهی از مردم و نظام به خاطر گذشته غلط و بسیار خسارتبار.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از کیهان، گزاره و مصادیق مطرح شده در بیانیههای جبهه اصلاحات که اخیراً فَلهای عرضه و منتشر میشود؛ به طرز عجیبی در راستای مأموریت اسرائیل و میل و اراده دولتهای غربی است به شکلی که متن این بیانیهها را میتوان «ترجمه اظهارات نتانیاهو» دانست.
به عبارتی دیگر، طرح ناتمام اسرائیل و آمریکا مبنی بر حذف نظام اسلامی به معاونت و همت جبهه غربگرا و سران فتنه در ایران کمافیالسابق تداوم دارد؛ بدین شرح که ناکامی اسرائیل در دستیابی به اهدافی که در جنگ 12روزه محقق نشد، از طریق تحرکات مدعیان اصلاحات جبران شود.
جروزالم پست: ایران را تجزیه کنید!
بنیامین نتانیاهو و ترامپ پیش از حصول نتیجه قطعی از حمله به ایران، سرمست از ترور دانشمندان و فرماندهان (فاز اولیه نقشه)، بر مبنای محاسبات غلط و متوهمانه در تشریح غایت حمله به ایران، «تغییر نظام» و سرنگونی حکومت را به عنوان هدف اصلی معرفی کرد.
سرکرده جانی رژیم غاصب همچنین شورش و طغیان داخلی را به عنوان فاز دوم حمله و بخش دیگری از جنگ ترکیبی، خبری کرد که نشان از همراهی هستههای فعال در کشور و وجود پادوهای غرب در این سرزمین داشت.
روزنامه صهیونیستی «جروزالمپست» نیز حین جنگ در سرمقالهای به رئیسجمهور آمریکا پیشنهاد داد: حکومت ایران را سرنگون و این کشور را تجزیه کنید؛ به اقلیتهای مناطق سنینشین، کردنشین و بلوچ که مایل به جداشدن از ایران هستند ضمانتهای امنیتی ارائه دهید.
سخنان نتانیاهو و پیشنهاد روزنامه صهیونی به رئیسجمهور آمریکا، حذف نظام اسلامی و تجزیه ایران را به عنوان غایت غرب بیش از پیش مشخص کرد.
جبهه اشرافی غربگرا و افراطیون مدعی اصلاحات نیز آگاهانه در همین مسیر گام برمیدارند و به عنوان معاون و مجری طرح، مشغول فعالیتاند؛ بدین شرح که پیام، بیانیه و سخنان این طیف با هدف ایجاد و تعمیق شکافهای اجتماعی تولید میشود و بر نقاط افتراق بیش از نقاط اشتراک تمرکز دارد.
به عنوان نمونه، میرحسین موسوی، سرکرده فتنه 88 که پیشینه عبور از نظام را در کارنامه دارد؛ چندی پس از پایان جنگ 12روزه در تاریخ 20 مرداد 1404 ضمن صدور بیانیه، نقشه ناتمام و ناکام رژیم را در مسیری دیگر به جریان انداخت.
در بیانیه وی آمده است: «وضعیت تلخی که برای کشور پیش آمد نتیجه یک رشته خطاهای بزرگ بود. تجربه جنگ دوازده روزه نشان داد که ضامن نجات کشور احترام به حق تعیین سرنوشت همه شهروندان است و ساختار کنونی نظام نماینده همه ایرانیان نیست. مردم میخواهند شاهد تجدیدنظر در آن خطاها باشند. برگزاری رفراندوم برای تأسیس مجلس موسسان قانون اساسی، راه را برای تحقق حق تعیین سرنوشت مردم هموار و دشمنان این مرز و بوم را از دخالت در امور کشور مأیوس میکند».
جبهه اصلاحات نیز اخیراً ضمن انتشار بیانیهای که با عنوان نمایشی و شعاری «تنها راه نجات کشور، تغییر و بازگشت به مردم است»، به جای دغدغههای عمومی به مطالبات نامشروع جناحی اشاره کرد.
این بیانیه با سیاهنمایی و القای ناامیدی متمرکز بر شکافهای اجتماعی است و به واگرایی بیش از همگرایی اشاره دارد؛ تکرار این گزارهها نارضایتی مصنوعی را به جامعه تحمیل و سرخوردگی ساختگی را به عنوان یک حس عمومی همهگیر خواهد کرد.
تکرار این گزارهها و تداوم چنین رویکردی در راستای طرح اسرائیل و آمریکا مبنی بر فاصلهگذاری میان دولت و ملت است. به عبارت دیگر ایجاد شکافهای جدید منجر به بروز طغیان و شورش داخلی میشود که به عنوان فاز دوم جنگ ترکیبی رژیم صهیونی علیه ایران در نظر اسرائیل و آمریکا بود.
در بیانیه (سیاهنامه) اخیر جبهه اصلاحات آمده است: «امروز، روان جمعی ایرانیان زخمی است و سایه ناامیدی و اضطراب، همچنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند... امروز، پیامدهای جنگ در کنار تورم افسارگسیخته، رکود تولید، سقوط ارزش پول ملی و فرار سرمایه، خطر فلج اقتصادی را بیش از هر زمان برجستهتر کرده است».
«رفع حصر»، «تغییر رویکرد صداوسیما» و «اصلاح سیاست خارجی بر پایه آشتی ملی و همبستگی میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور» در این بیانیه به عنوانگریز از شرایط فعلی پیشنهاد میشود.
جبهه اصلاحات مطامع نامشروع حزبی و مطالبات جناحی از جمله «رفع حصر» را به عنوان گزینه «برونرفت» مطرح میکند؛ این در حالی است که مشکلاتی چون «تورم افسارگسیخته، رکود تولید، سقوط ارزش پول ملی و فرار سرمایه» که پیشتر در بیانیه ذکر آن رفت، ناشی از عدم مدیریت صحیح و مشروطکردن مسائل اقتصادی به مذاکره است.
به عبارت دیگر طیف غربگرا با دادن آدرس غلط و پافشاری بر مطالبات جناحی، نهتنها توان کشور را به حاشیه برده است بلکه زمینه موجسواری دولتهای غربی بر نارضایتیها را فراهم میکند.
بیانیه 180 استاد دانشگاه با عنوان «وقت تغییر پارادایم است» چندی پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران و حمایت اروپا از این حمله مجدداً مذاکره با آمریکا و اروپا را پیشنهاد داد.
در این بیانیه که حمله آمریکا به ایران و حمایت اروپا از این حمله در آن نادیده گرفته شده است، پیشنهاد شد: «توصیه مؤکد ما آن است که برای خروج از شرایط بهوجود آمده، مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا فعال شده و از این طریق از بروز مجدد جنگ و تداوم اعمال فشارهای اقتصادی جلوگیری شود».
محمدجواد ظریف نیز دریادداشتی که در نشریه «فارنپالیسی» منتشر شد همین مطالبات را به زبانی دیگر مطرح کرد.
وی در این یادداشت با اشاره به اینکه «زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است» نوشت: «سرگذشت برجام نماد وعدههای تحققنیافته دیپلماسی است. این توافق در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵) در سراسر جهان به عنوان پیروزی دیپلماتیک مورد تحسین قرار گرفت اما تصمیم ترامپ برای خروج از توافق سه سال بعد، به طور عمیقی اعتقاد به دیپلماسی را در داخل ایران خدشهدار کرد... ایران، در مواجهه با عدم پایبندی ایالاتمتحده و سه کشور اروپایی- فرانسه، آلمان و بریتانیا- از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ (۲۰۱۷-۲۰۲۱) به طور قانونی اقدامات جبرانی برجام را فعال کرد. بهجای پایبندی به دیپلماسی، سه کشور اروپایی در ماه ژوئن صراحتاً حملات نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران را تأیید کردند؛ فردریش مرتس صدراعظم آلمان حتی تا آنجا پیش رفت که گفت رژیم صهیونیستی دارد «کار کثیف» غرب را انجام میدهد. تأیید جنگ توسط اروپا و سپس توسل به سازوکار حل اختلاف دیپلماتیک توافق هستهای- برای همان اهدافی که جنگ در تحقق آنها شکست خورد- باور ایران به دیپلماسی را بیش از پیش خدشهدار کرده است... جنگافروزان با بستن هر پنجرهای بهروی دیپلماسی رشد میکنند. ما باید فرصت را برای تحکیم پارادایم مخرب تهدید و خاموش کردن امید از آنها بگیریم. زمان انتخاب اکنون فرا رسیده است. انتخاب برای ایران، منطقه و قدرتهای جهانی روشن است: تکرار فاجعهبار گذشته، یا شجاعت ساختن مشترک آینده. اکنون زمان تغییر پارادایم است».
نکته مغفول مانده در متن ظریف، مخاطب یادداشت است. در این یادداشت که بخشی از آن در سطور بالا آمده است، به عدم پایبندی غرب به توافق و بیحاصلی مذاکرات در برجام اشاره شد؛ همچنین حمله اسرائیل به ایران و حمایت آمریکا و اروپا از این اقدام از نظر گذشت، با اینحال تداوم مذاکره تلویحاً توصیه و تجربه خسارتبار اعتماد به غرب نادیده گرفته میشود.
مجموعه این بیانیهها در راستای طرح غرب مبنی بر حذف نظام اسلامی و تجزیه ایران یا همان ترجمه اظهارات نتانیاهو به زبان فارسی است. بنابراین اگر با جریان برانداز برخورد میشد، کار به اینجا نمیرسید.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین»، امروز دوشنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴طی جلسه ای با حضور یزدان آزرمی مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری همدان، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرماندار و بخشدار پیشخور شهرستان فامنین معرفی شدند.
در جلسه شورای اداری شهرستان فامنین طی احکام جداگانهای از سوی حمید ملانوری شمسی، استاندار همدان، حامد سلیمانی به عنوان معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری، محمدمهدی خانی به عنوان سرپرست بخشداری پیشخور معرفی شدند و از خدمات یاسر نظام الاسلامی معاون سابق سیاسی، امنیتی و اجتماعی و سیدمهدی سیادت بخشدار سابق پیشخور قدردانی شد.
انتهای خبر/ح

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، فصل جدید رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران از فردا (دوشنبه، ۲۷ مرداد) آغاز خواهد شد و پرسپولیس در اولین دیدار خود از ساعت ۱۹:۳۰ به مصاف فجر سپاسی میرود.
وحید هاشمیان، سرمربی پرسپولیس در نشست خبری پیش از این بازی گفت: امیدوار هستم امسال یک سال خوب و بسیار موفق برای باشگاه پرسپولیس داشته باشیم.
سرمربی پرسپولیس در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا مبنی بر مشخص نبودن لیست مازاد و وضعیت برخی بازیکنان مخصوصا وحید امیری گفت: در حدود ۴۰ روز پیش تمرینات خود را شروع کردیم و وقتی آمدم دو ماه از پایان لیگ گذشته بود. مربی قبلی لیست داده بود. از زمانی که من آمدم امکانات خوبی فراهم شده، اردوی بسیار خوبی داشتیم. نیاز داشتم که بازیکنان را ببینم و هر مربی سلیقهای دارد. بازیکنان پرسپولیس توانمند هستند، نیاز داشتیم در برخی پستها بازیکن بگیریم. دو بازیکن با خواست خود مایل به جدایی بودند که من هم به باشگاه نامه زدم و گفتم مشکلی ندارم. اگر بازیکنی صحبت میکند پس ابتدا خودش مایل بوده است.
او در ادامه توضیح داد: بعد از آن محدودیت لیست داریم و نیاز داریم فضایی داشته باشیم برای جذب بازیکن، بستن لیست در همه دنیا چند هفته بعد از بازی اول است. آقای امیری را بسیار دوست دارم و از نظر فنی هم بازیکن خوبی است اما برخی مواقع باید برای منافع تیم تصمیم بگیریم. به خصوص اینکه محدودیت لیست و زمان داریم. تصمیمات شخصی نیست و بازیکنانی هم که گرفتیم تصمیمات من بوده است. برخی بازیکنان را به دلیل شرایط موجود کشور نتوانستیم بگیریم. ترجیح من جذب بازیکن ایرانی بود اما نیاز داشتیم از خارج بازیکن بگیریم که تا به اینجا انتقالات هوشمندانه بوده است.
او درباره تمرین کردن وحید امیری پشت دروازه ادامه داد: تعداد زیادی بازیکن داریم و وقتی که میخواهیم بازی کنیم، برخی مواقع به بازیهای درون تیمی میرسیم که نمیتوانیم بیش از ۲۲ بازیکن بازی دهیم. به تناوب بازیکنان جا به جا میشوند. مجبوریم دو تیم ۱۱ نفره بازی دهیم و تعویض به مراتب صورت میگیرد. بنابراین برخی بازیکنان مجبورند که در کنار زمین تمرین کنند. برای خود من در بایرن مونیخ و هامبورگ این اتفاق افتاده و به همین دلیل موضوعات شخصی دخیل نیست، شاید از بیرون به این شکل باشد اما واقعیت این نیست.
هاشمیان درباره مصدومان پرسپولیس افزود: با کادر پزشکی جلسه خواهیم داشت و برخی مصدومیتها ممکن است تا لحظه آخر وضعیتش مشخص نباشد. قبل و بعد از تمرین جلسه داریم و هر بازیکنی بتواند بازی خواهد کرد.
سرمربی پرسپولیس درباره بازی در ورزشگاه شهر قدس گفت: برخی مسائل بر عهده من است و برخی از دست من خارج است. من هم دوست دارم در ورزشگاه آزادی بازی کنیم که یک مزیت برای ما است اما زمانی که آماده نیست دیگر از دست من خارج است. مدیریت باید برخی موارد را انجام دهد، آدمی نیستم که دنبال بهانه باشم و هر جا بازی کنیم باید بهترین نتیجه را بگیریم. امیدوارم زودتر به آزادی برگردیم.
هاشمیان درباره انتظارات از هواداران اظهار کرد: برخی تیمها در دنیا هستند که همیشه هواداران حق دارند، بابت تاریخچهای که دارند. پرسپولیس همیشه تیم هجومی و جنگنده بودهاند و مربیان و بازیکنان باید این روحیه را داشته باشند. همه تلاش خود را میکنیم که فصل بسیار خوبی داشته باشیم. تلاش میکنیم از همان بازی اول بهترین نتیجه را رقم بزنیم.
وی ادامه داد: همه مربیان و بازیکنان دوست دارند در باشگاههای بزرگ باشند. پرسپولیس در ایران و در آسیا یکی از این باشگاهها است. فوتبال تماما چالش است. مسئولیتهای بزرگ جوابگویی بزرگ دارد. از سال ۲۰۰۸ مدرک B اروپا را گرفتم و از معدود کسانی بودم که در بوندسلیگا بازی میکردم و مدرک مربیگری داشتم. سال ۲۰۱۱ مدرک A گرفتم و پرولایسنس گرفتم. چهار سال در تیم ملی نتایج خوبی گرفتیم. سلسله مراتب را طی کردم و به مرور زمان پرسپولیس قویای خواهیم ساخت.
وحید هاشمیان درباره دو دستگی پرسپولیس در فصل گذشته گفت: تیمهای بزرگ چون مطبوعات درگیر آن هستند، همیشه یک حاشیهای از آن بیرون میآید. اینکه رختکن یک، دو یا سه تیکه است، بازیکنانی داریم که الگوهای خوبی هستند. بایرن مونیخ هم حاشیه دارد ولی جز اتحاد در پرسپولیس چیزی ندیدهام. بازیکنی که بازی میکند خوشحال است و کسی که بازی نمیکند ناراحت است که این خصلت انسان است. بازیکنان جوان و هم باتجربهای داریم.
سرمربی پرسپولیس درباره سقف آرزوهای خود در مربیگری چیست، بیان کرد: هر انسانی باید خودش باشد، طبیعتا از مربیهایی که داشتم بهترین را برای خودم جذب میکنم و با ایدههای خودم، تکمیل شوم و به تیم منتقل کنم. آنچه که خودم یاد گرفتم و به همراه کادر فنی خوبی که داریم، مطمئن هستم فوتبالی را به وجود خواهیم آورد که شایسته باشگاه پرسپولیس باشد. سقف آرزوهای من قهرمانی باشگاههای آسیا با پرسپولیس است.
وحید هاشمیان در پایان درباره سردار دورسون گفت: دورسون هیچ رفتاری نداشت. در جلسهای که با دورسون داشتم او از روز اول قرارداد دو ساله میخواست و من هم گفتم باتوجه به اینکه باید در طول ۶ ماه شایستگی خود را نشان دهد و سپس تمدید کنیم که من هم گفتم اگر همچین تصمیمی دارد من مانع رفتن او نمیشوم. در فوتبال خیلی چیزها پیشبینی نشده است. به عنوان مربی وظیفه دارم شرایط را برای همه فراهم کنم. بازیکنان پرسپولیس شایستگی حضور در این تیم را دارند.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایسنا، تیم ملی بسکتبال ایران امروز یکشنبه ۲۶ مرداد از ساعت ۱۴:۳۰ در دیدار ردهبندی کاپ آسیا ۲۰۲۵ در عربستان، مقابل نیوزیلند به میدان رفت. شاگردان مانولوپولوس با ۶ اختلاف امتیاز برابر نیوزیلند پیروز شدند و به مدال برنز رسیدند.
ملیپوشان ایران با نتیجه ۷۹ بر ۷۳ (۲۸ بر ۲۰، ۱۹ بر ۱۳، ۱۹ بر ۲۱، ۱۳ بر ۱۹ ) برابر نیوزیلند پیروز شدند. تیم ملی ایران اکنون ۳ طلا، ۱ نقره و ۲ برنز را در کارنامه کاپ آسیا خود دارد.
تیم ملی ایران پیش از این در کاپ آسیا ۲۰۰۷، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ صاحب مدال طلا، ۲۰۱۵ صاحب مدال برنز و ۲۰۱۷ صاحب مدال نقره شد و در ۲۰۲۲ در رده پنجم قرار گرفت.
تیم ملی بسکتبال ایران در گروه B این مسابقات با گوام، ژاپن و سوریه همگروه بود که ملیپوشان ایران برابر هر سه تیم پیروز شدند و به طور مستقیم به یک چهارم نهایی رسیدند و با برتری برابر چینتایپه به نیمهنهایی رسیدند. تیم ملی ایران با شکست در مرحله نیمه نهایی مقابل استرالیا به دیدار ردهبندی راه یافته بود.
استرالیا قهرمان دو دوره اخیر کاپ آسیا باید امشب از ساعت ۱۹:۳۰ در دیدار فینال برابر چین به میدان برود.
انتهای خبر/.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین»به نقل از ایسنا، جلسه هیئت دولت عصر امروز یکشنبه به ریاست مسعود پزشکیان برگزار شد.
در این جلسه علاوه بر طرح موارد اجرایی دستگاهها توسط وزرا، گزارش وزیر کشور از نحوه اجرای مراسم اربعین امسال ارائه شد.
بر اساس این گزارش تعداد زائران داخلی با افزایش ۳ درصدی به اضافه زائران اتباع خارجی جمعا ۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشت.
طبق گزارش وزیر کشور، امسال تعداد فوتیها بر اثر تصادف و یا بیماری در مقایسه با سال قبل کاهش ۴۰ درصدی را نشان میدهد.
به گفته وزیر کشور، تمامی نهادها و وزارتخانهها، اعم از وزارت بهداشت، هلال احمر، نیروی انتظامی و به خصوص وزارت راه و شهرسازی در خصوص حمل و نقل بسیار عالی عمل کردند.
پس از گزارش وزیر کشور، رئیس جمهور ضمن تبریک ۲۶ مرداد، سالروز آزادی اسرا، از تمامی دستاندرکاران برگزاری مراسم اربعین حسینی تقدیر و تشکر کرد.
در ادامه جلسه رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز به مناسبت روز آزادگان گزارشی از دوران سخت اسارت و نقش مرحوم ابوترابی در حمایت از اسرا و کاهش آلام آنان در دوره اسارت ارائه کرد.
در جلسه امروز همچنین وزیر امور خارجه گزارشی از آخرین تحولات در عراق و لبنان ارائه کرد.
انتهای خبر/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از ایرنا، محسن پاک نژاد روز شنبه در حیاط دولت در جمع رسانه ها افزود: فرایند عرضه بنزین سوپر یا ویژه بر اساس ظرفیتهای قانونی و آییننامه اجرایی تدوین و در هیات دولت به تصویب رسیده و وزارت نفت در حال آمادهسازی مقدمات اجرایی این طرح به عنوان یک خدمت جدید به مردم است.
به گفته وزیر نفت، سهمیه ۶۰ لیتری، قیمتهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی و همچنین کارت اضطراری جایگاهها، بدون هیچگونه تغییر به قوت خود باقی میمانند. قیمت بنزین سوپر قبلی جایگاهها نیز ثابت خواهد ماند.
پاکنژاد ادامه داد: بنزین سوپر ویژه در جایگاههای خاص و بهصورت آزاد عرضه میشود و قیمت آن براساس هزینه تمامشده و حاشیه سود بخش خصوصی تعیین خواهد شد. این رقم، با توجه به هزینه خرید، حملونقل و سایر هزینهها، ممکن است به بیش از ۵۰ هزار تومان در هر لیتر برسد.
وی تاکید کرد: این طرح در قالب یک خدمت اختیاری عرضه میشود و متقاضیان میتوانند بر اساس نیاز از آن استفاده کنند، در حالیکه سهمیههای کنونی همچنان به عموم مردم اختصاص خواهد یافت.
انتهای خبر/.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«آوای فامنین» یکی از این زائران با تقدیر از زحمات بیوقفه خادمان این موکب، از مهماننوازی و خدمات برادران ایرانی قدردانی کرد.
انتهای خبر/ح